چگونه در جدول مدال‌های المپیک توکیو صعود کنیم؟!

چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1395

از آنجایی‌که دوران شب‌بیدارنشینی و صبح‌دیرسرکاررفتن به سر آمد و در این دوران به این نتیجه رسیدیم که ما هم برای خودمان کارشناسی برجسته هستیم و جایمان در کاروان عریض و طویل صداوسیما در ریو خالی بوده است، لذا برخی یافته‌های خود را از تنها تریبونی که داریم اعلام می‌نماییم تا در تاریخ مجازی حضور ما در المپیک ثبت گردد. شاید فکر کنید برخی از این موارد طنز و شوخی است اما به حقانیتِ نوبلِ یوسا قسم که همه‌ی بحران‌هایی که در ادامه‌ی مطلب ذکر می‌کنم کاملاً جدی است و راهکارهای ارائه شده نیز جدی است و می‌طلبد مسئولین ذیربط برای پیشرفت و موفقیت کاروان ایران در المپیک توکیو به این "هشت" بحران و حل آن توجه جدی نمایند.

 

 

بحرانی به نام هفته‌ی اول

ما هیچ‌گاه در هفته‌ی اول مدال کسب نکرده‌ایم چون در ورزش‌های هفته‌ی اول چندان پیشینه و قدرت و اعتبار و... نداریم. اما وقتی بازیها شروع می‌شود انتظار داریم در همان روزهای اول مدال بگیریم! یعنی ملت انتظار دارند و شما هرچه استدلال کنید و سند و مدرک رو کنید فایده ندارد؛ ملت درخصوص نتایج ضعیف هفته‌ی اول جوک می‌سازد، ناامید می‌شود و تعدادی ملت‌نما هم از فرصت استفاده کرده و فحش‌های مقتضی را می‌دهد و خلاصه استرس ورزشکاران هفته‌ی دومی بالا می‌رود! وزیر برای کم کردن استرس صحبت می‌کند تا انتظارات را پایین بیاورد و در نقطه مقابل مخالفان دولت به وزیر حمله می‌کنند که چرا به ملت و انتظاراتشان توهین کرده است و خلاصه وضعیتی می‌شود که هر چهارسال می‌بینیم لذا واقعاً باید فکری اساسی برای مسابقات هفته‌ی اول المپیک بکنیم.

از آنجاییکه در رشته‌های تیراندازی و دوچرخه‌سواری و شنا و جودو در هفته اول تعداد زیادی مدال توزیع می‌شود و مردان ما اثبات کرده‌اند در این رشته‌ها استعداد کسب مدال ندارند، لازم است رودربایستی را با خودمان کنار بگذاریم و در وهله‌ی اول به دنبال دورگه‌های بااستعداد در این رشته‌ها بگردیم. سپس درصورت پیدا نشدن مورد مناسب، سر کیسه را شل بنماییم و مورد مناسب را بخریم! مطمئن باشید هزینه‌ی آن در برابر هزینه‌های بی‌نتیجه‌ای که می‌کنیم  هیچی نیست!

از آنجاییکه در میان رشته‌هایی که مدال‌شان زود توزیع می‌شود تنها ورزشی که بانوان می‌توانند حضور پیدا کنند تیراندازی است و تعداد رشته-مدال‌های آن نیز زیاد است (و خوشبختانه در این رشته، نه پای کسی دراز می‌شود و نه پرش و جهش دارند که خاطر مبارک برخی آزرده شود) ؛ و از آنجاییکه ساختارهای مناسب برای رسیدن به مدال در المپیک بعدی در اکثر این رشته-مدال‌ها مهیا نیست (یا زمین نیست، یا تفنگ نیست، یا فشنگ نیست!) به نظر می‌رسد تنها راهکار کوتاه‌مدت ازدواج است! بله... ازدواج. تعدادی از آقایان دلسوخته (ترجیحاً خودشان در این رشته‌ تجربه‌ای داشته باشند) شروع به فعالیت در این زمینه بنمایند و با تعدادی از مدال‌آوران جوان ریو (کره‌ای یا چینی یا...) که بتواند حداقل در دو المپیک بعدی پرچم را بالا ببرند ازدواج نمایند. بدین‌ترتیب ضمن جذب ورزشکار مدال‌بگیر امکان استفاده از ساختارهای مناسب نزدیک خانه‌ی پدر عروس‌خانم اعم از زمین و تفنگ و فشنگ و... نیز مهیا می‌گردد.

تبصره: طبعاً ازدواج با بانوان خارجی مدال‌آور در رشته‌های شنا، ژیمناستیک، والیبال ساحلی! و امثالهم موجب هدررفت منابع می‌گردد.

بحران القاب

کارشناسان دلایل متعددی را برای عدم نتیجه‌گیری در رشته تکواندو ذکر کرده‌اند که همگی درست هستند اما باید حواس مسئولین جمع باشد. آنها چنانچه بتوانند حتا رئیس فدراسیون را عوض کنند و کادر فنی را تقویت کنند و... باز هم نتیجه نخواهند گرفت مگر آنکه با نفوذ در روابط عمومی فدراسیون جهانی جلوی دادن لقب (سونامی، نابودگر و...) به ورزشکاران ایرانی را بگیرند. متاسفانه هیچ کارشناسی این موضوع را جدی نگرفته است و بیم آن می‌رود که در المپیک بعدی هم از این ناحیه گزیده شویم. اگر به سایت فدراسیون جهانی تکواندو بروید خواهید دید که هیچ ایرانی‌ای به مسئول امور لقب دادن فحش نمی‌دهد و این نشانه غفلت عمومی است!

بحران فرار لِنگ‌ها

هرچه کارشناسان عرصه‌های مختلف در سالهای قبل درخصوص فرار مغزها فریاد زدند مسئولین محترم ککشان نگزید و نتیجه این شد که این فرار به لِنگ‌ها رسید و ممکن است فردا به پلنگ‌ها نیز برسد. من  این قسمت را طولانی نمی‌نویسم چون می‌ترسم به سرنوشت هشدارهای فرار مغزها دچار شود!

بحران مظلومیت

ما نیاز داریم که احساس مظلومیت بکنیم... درست. اما درست نیست که این بار را بر دوش ورزشکاران بگذاریم تا زمینه‌های احساس مظلومیت را فراهم بیاورند. برخی از فرنگی‌کاران احساس می‌کردند از همان مسابقه‌ی اول باید زمینه را برای احساس مظلومیت آماده کنند! حالا اگر همان مسابقه اول با روس بود می‌شد اما باور کنید با این قرعه‌های مناسب کار بچه‌ها برای ایجاد مظلومیت سخت بود و آنها باید تلاش می‌کردند تا مثلاً کشتی‌گیر آلمانی را ببرند تا به جایی برسند که... پیشنهاد می‌گردد مسئولین محترم در زمینه‌های دیگر سیاسی و اقتصادی و... فعالیتشان را جهت ایجاد زمینه احساس مظلومیت ملت شریف بیشتر نمایند تا تمرکز ورزشکاران فقط معطوف به مدال باشد.

بحران خنده‌های مجری و مسخره‌بازی عمومی

کمیل 30 ثانیه را که یادتان هست!؟ فعالیت برق‌آسا برای جوک‌سازی درخصوص باخت سریع کشتی‌گیر آمریکایی و خواندن برخی از آنها توسط مجری برنامه‌ی سیما و تیترهای روزنامه‌ها را یادمان نرود. اگر یادمان برود بدیهی است که در المپیک بعدی نیز مرتکب آن می‌شویم (حتا اگر یک مثنوی حکایت در ادبیاتمان یافت شود در باب مردی نبُوَد فتاده را پای زدن و امثالهم). حسابی خندیدیم و جوک ساختیم تا یک روز بعد (و فقط یک روز بعد!!) یکی از امیدهای مدال‌مان در 24 ثانیه ضربه‌ی فنی شد. در این اتفاقِ عجیب نشانه‌هایی است که امیدواریم مجریان و گزارشگران آن را درک کنند و با مسخره‌بازی‌های غیراخلاقی، مدال‌های آتی را دود نکنند!

بحران بت‌سازی

این از آن بحران‌هایی است که راهکار کوتاه‌مدت ندارد! در طول تاریخ این کار را کرده‌ایم و ضربه‌اش را خورده‌ایم و درس هم نگرفته‌ایم. چنان بالا برده‌ایم و می‌بریم که "طرف" گمان می‌برد اگر از نظرات دیگران بهره ببرد به ما خیانت کرده است! بعد از اینکه کار از کار می‌گذرد (معمولاً بدین نحو که طرف چنان از بالای آن بلندی سقوط می‌کند که باید با فرچه جمعش کنیم!) می‌نشینیم با خودمان احساس مظلومیت می‌کنیم که چرا فلان شخص انتقادناپذیر و خودرأی و دیکتاتور بود. هموطن عزیز! نیک نظر کن برادر من! پَرِ خویش در آن بین!!

بحران مدیریت منابع

ما سالها برای ساخته و پرداخته شدن یک قهزمان یا یک مربی خرج می‌کنیم اما به راحتی آنها را کنار می‌گذاریم. حتماً همه ذهنتان می‌رود سمت تکواندو... اما فقط از آن زاویه به این بحران نگاه نکنید. موضوع کلان‌تر از این حرفهاست. ببینید الان پرتابگر مطرح ما نهایتاً یک المپیک دیگر می‌تواند حضور داشته باشد (آیا مدال بگیرد یا نگیرد) پینگ‌پنگ‌بازان ما هم به عنوان مثال به همین ترتیب (توقع مدال از آنها داشتن هم که عین بی‌بصیرتی است)... پس از آن چه خواهد شد!؟ آنها خیلی راحت کنار می‌روند و تمام! نهایتاً مربی بشوند و یکی مثل خودشان را تربیت کنند. این مدیریت بهینه منابع نیست! همین پینگ‌پنگ‌بازان بی‌امید می‌توانند با چند پین‌پنگ‌باز جوان چینی ازدواج کنند و ضمن اینکه در کوتاه‌مدت امید کسب مدال را در قسمت بانوان خواهیم داشت، در بلندمدت و نسل‌های آتی ممکن است در این زمینه خودکفا شویم... این مدیریت بهینه منابع است!

بحران قُلی

حتماً با انیمیشن‌های سروش رضایی (سوریلند) آشنا هستید. یکی از کارهای ایشان در مورد حضور فحاشانه‌ی برخی هموطنان در فضای مجازی است که در آن، کاراکتر اصلی با نام قُلی، از کودکی مورد آزار دیگران قرار گرفته و سرشار از عقده‌های روانی شده و در نتیجه کارش این است که به صفحه‌ی آدم های مشهور می‌رود و فحاشی می‌کند و در آخر هم توصیه می‌کند که مثل قُلی نباشیم و در صورت داشتن روان‌رنجوری به روانشناس مراجعه و خودمان را درمان کنیم. در همین راستا به یکی از کسانی اشاره می‌کنم که نیازمند درمان است و عدم درمان او لطمه‌ای مستقیم به جامعه و ورزش ما می‌زند. ایشان یکی از قُلی‌ترین قُلی‌های حاضر در سیمای ملی هستند. کسی‌که مشابه او را در طول تاریخ و در حکایات و مَثَل‌ها دیده‌ایم؛ کسی که به او می‌گویند کلاه بیاورد و او سر را با کلاه می‌آورد و متاسفانه به کارش ادامه می‌دهد. او کسی است که محصول کارش می‌شود همین تصاویری که ما به عنوان گزارش مستقیم مسابقات ورزشی، بالاخص والیبال می‌بینیم. ایشان قادر هستند با تقطیع پی‌درپی و نشان دادن هزارباره‌ی صحنه‌های سِت اول در سِت پنجم یکی از جذاب‌ترین مسابقات را به یکی از اعصاب‌خُردکننده‌ترین مسابقات تبدیل نماید... بمانَد که با کارش سبب می‌شود تا دعای ملت با چند ثانیه تاخیر ارسال شود و عملاً بی‌اثر گردد! تصور کنید ما داریم روی امتیاز سرویس بازیکن خودمان تمرکز می‌کنیم، غافل از اینکه سرویس زده شده، دریافت‌کننده‌ی حریف دریافت کرده، پاسور حریف پاس کوتاه داده و سرعتی‌زن هم توپ را خوابانده وسط زمین ما... حالا شما خودتان را بگذارید جای خدا... دعای شما را چطور اجابت کند!؟

در هرصورت برای رفع این بحران مسئولین یا باید پخش تلویزیونی را بی‌خیال شوند یا چنانچه اصرار دارند پُز پخش مستقیم را بدهند حداقل تا زمان درمان کامل قُلی به‌جای ایشان از یک آدم سالم استفاده کنند.

برچسب‌ها: المپیک
نظرات (15)
وای خدا روده بر شدم از خنده هر چند می دانم خنده ندارد و باید بر چنین المپیکی گریست اما مگر من چقدر اشک دارم که هم به حال و روز خودم باید گریه کنم، هم به حال و روز ورزش کشورم و این المپیک و دست اندر کاران این شوی تلویزیونی
می خواهند هر طور شده در ذهن ما این را جا بیندازند که ببینید دنیا چه کینه ای از ما به دل دارد به خاطر این همه استعداد آنوقت بعضی ها میروند کتاب می نویسند در باب جامعه شناسی نخبه کشی ما ایرانیان. حالا خودتان دیدید چه کسانی نخبه کشند
این روزها به هر چیزی که می نگرم نشانه های زوال را می بینم، فرهنگ، ورزش، اخلاق، دین، دانشگاه، عقل، شعور و...
منتظر لحظه ی ویرانی ام.
پاسخ:
سلام
ببخشید بابت تاخیر... مسافرت است و عدم آنتن‌دهی...
البته شما مطمیناْ اطلاع دارید که گریه چه خواص خوبی دارد و از این فرصت‌ها بهره می‌برید همه‌اش که نمی‌شود خندید و لبخند زد
در طول مسابقات مدام از غلبه بر حریفان و به زانو درآوردن و له کردن و اصطلاحاتی که همه حکایت از جنگ و جدال دارد صحبت می‌کنند اما در انتها برنامه درست می‌کنند که المپیک از اهدافی که برای آن تعیین شده بود دور افتاده است و چرا از روح پهلوانی دیگر خبری نیست!!! خب عزیزان دل خود شما رسانه‌ایها نقشتان در این زمینه از همه پررنگ‌تر است
درود بر شما!... آقا اصلا اگر این مدیران رده بالایی یک ذره و فقط یک ذره درایت شما را داشتند، الان تعداد مدال هایمان چند برابر بود... واقعا که راهکارها کاملا جدی است. من قبول دارم.
در خصوص بند آخر و قلی خان، خدا خیرتان بدهد من همیشه می گفتم چرا توی بازی والیبال اینقدر خودمون رو میکوبیم به در و دیوار و خدا خدا می کنیم هیچی نمی شه؟!!...
پاسخ:
سلام بر شما
نمی‌دانم چه خاصیتی دارد این سلسله مراتب که ....نه خداییش از جاده انصاف خارج نشویم !... گاهی درایت‌هایی در آن بالاها مشاهده می‌شود همانطور که این پایین هم مشاهده می‌شود...یعنی در واقع میانگین درایت اون بالایی‌ها تقریباْ برابر میانگین درایت این پایینی‌هاست! درحالیکه در ممالک دیگر اینگونه نیست.
شما از این پس در مسابقات والیبال حتماْ به در و دیوار کوبیدنتان را بیست ثانیه‌ای جلوتر بیاندازید انشاءالله که افاقه کند
رادیودر اینگونه موارد گزینه بهتری است.
حسین آقا وبلاگت را تازه پیدا کردم. واقعا خوب نوشته ای و می نویسی و فعال هم است. همین امروز هم به بوکمارک هایم اضافه کردم. می خواهم برگردم و نوشته هایی که از داستان نوشته ای را بخوانم
راستی اگر مایل بودی خوشحال می شوم وب سایت مرا هم به لیست دوستانت اضافه کنی. فقط بهم خبر بده که منم به لیست دوستان بیافزایم. من در وبلاگم شعر هایی که می خوانم و می پسندم را منتشر می کنم
پاسخ:
سلام دوست عزیز
نوشتن کار خوبی است... امیدوارم در این زمینه موفق باشی.
سلام
طنز شیرین و جالبی است.
راستش بعد از اتمام المپیک با خودم فکر می کردم مگر ما در زمینه های دیگر چندم جهانیم که بیست و چندم شدن در ورزش کم مان باشد.
پاسخ:
سلام
باهاتون موافقم... از زاویه های مختلف که نگاه کنیم متوجه می‌شویم که بیست و چندم واقعاْ عالیست. منتها چون ملت و مسئولین دوست دارند بالا و بالاتر باشیم گفتم چندتا راهکار ارائه کنم
امید مدالمان در ۲۴ ثانیه ضربه فنی شد. متن رو خوندم.جوری نوشته نشده بود که از خنده روده بر شم.یعنی اصلا نخندیدم.خوب هم هست گاهی وقت ها از این متن ها بنویسید. آقا رضا کشتی گیری که ۲۴ ثانیه ضربه بیی.اما شه دومبی ته قهرمانی.پهلوونی.هچکی نتونده مازندران وچونسه ادعا هاکنه.اما دومبی ته آشیل ۵ ماه میش پاریه بیه.خله مردی.دوس داشتمه ته اتا مدال طلا بیری .ته غمه نوینم. به پلنگ که نمیشه پلنگ شکن زد.پلنگ زخمی رو تو ۲۴ ثانیه ضربه کردن.تمام
پاسخ:
سلام
البته مطلب من اصلاْ به چند و چون شکست ایشان اشاره نداشت و فقط به این نکته بسیار بسیار بسیار مهم اشاره داشت که وقتی ما مدام پز پهلوانی و روح پهلوانی می‌دهیم نباید بیاییم به باخت کشتی‌گیر آمریکایی بخندیم و مسخره‌بازی دربیاوریم چون علاوه بر اینکه این مسخره‌بازیها با منش پهلوانی نمی‌خواند باید بدانیم که مسابقات بالا و پایین دارد و ممکن است وضعیت بدتری برای ما هم پیش بیاید که آمد.
اما در مورد رضا که کشتی‌هایش را در زمان سلامتیش دوست داشتم و دارم...بحث زیادی می‌شود در مورد اعزام رضا کرد... کسی که مصدوم است و همه می‌دانیم که مصدوم است وقتی با موافقت خودش و علم به این موضوع می‌رود دیگر بیان اینکه مصدوم است و اینها درست نیست. متاسفانه خود ورزشکار و ما دوستداران ورزش و مدیران ورزش همه دست در دست هم در جهت خراب کردن خودمان پیش می‌رویم.
میله جان
بنده سعادت این را داشتم که تنها یک بار و به صورت آن لاین گزارش مسابقات اسب سواری را ببینم. گزارش گر اینقدر خوب گزارش می داد که من محظوظ شدم و به درک فضیلت داشتن رابطه برای دور زدن ضابطه ها پر بردم. یعنی شما اگر بگی مجری و مفسر محترم ذره ای در این زمینه تخصص داشت! گزارشش شبیه این بود:
سوارکار و اسبش به سمت مانع حرکت می کنند، الان از روی مانع پریدند، حالا سوار کار اسبش را به سمت مانع دیگر هدایت می کنه، خوب از روی این هم پرید، زمانش هم خوب بود، اوا! از روی این یکی هم پرید!....

همین جا بود که از اساس به فلسفه وجودی حضور لشکری از آدم به عنوان مربی در کنار ورزشکاران....این بندگان بینوای خدا (که واقعا به امان خدا سپرده شده بودند) شک کردم. ولله این مقام بیست و سوم عین معجزه است!
پاسخ:
سلام
کامشین عزیز میان این همه پیغمبر چگونه جرجیس را پیدا نمودی!؟
از این تیپ گزارش‌ها زیاد داریم در ایام المپیک... البته در هر زمینه‌ای متخصص را داریم منتها خب گاهی نمی‌شود همه را جفت و جور کرد و گاهی هم برخی چنان اعتماد به نفسشان بالا می‌رود که خود را صاحب‌نظر در زمینه‌هایی که چند ثانیه‌ای از حضورشان در آن نگذشته است حس کنند.
اما یک نکته: در خیلی از رشته‌هایی که توفیق نداشتیم وقتی به برنامه آماده‌سازی ورزشکاران توجه کنیم می‌بینیم واقعاْ و انصافاْ فدراسیون‌های مربوطه تلاششان را کرده‌اند...تدارکات و مربی و اردو و...همه بیشتر از نرم کشور ما بوده است. یعنی می‌خواهم بگویم مثلاْ در پینگ پونگ دیگه کاری نبود که فدراسیون نکرده باشد. یا در برخی رشته‌های دیگر هم عملکرد ورزشکار اصلاْ متناسب با تدارکاتی که برایش شده بود نبود (مثل تکواندو و دو و میدانی و...)
.............
سرجمع جایگاه بیست و چندمی جایگاه خوبی است اما اگر بخواهیم بالاتر برویم برخی راهکارهایش همین است که گفتم
یجاهایی واقعا تاسف بار بود ...
و این آخری ... خیلیییی خنده دار بود .
نصیحت های واقعا سازنده ای بود . حیف که این مسئولین ، حوصله متن های طولانی را ندارند ...
پاسخ:
سلام
مشکل همه ما همین عدم وجود حوصله برای متن‌های طولانی است. یعنی تا زمانی که فکر می کنیم که می‌شود با یک جمله یا یک اشاره تا ته خط رفت و ...آش همین آش است و کاسه همین کاسه...
اشاره‌ی به‌جایی بود
سلام
اولا تازه کشفتون کرده م
ثانیا این که خواستم ببینم درباره رمان شب هول هرمز شهدادی هم چیزی نوشته اید ؟ ببخشید حوصله گشتن تو عناوین مطالبو نداشتم
پاسخ:
سلام
اولاً خوش آمدید
دوم اینکه متاسفانه هنوز آن کتاب را نخوانده‌ام.
سوم اینکه برای جستجوی اسان می توانید از گزینه‌ی گوگل‌مانند پایین صفحه (قسمت وسط) استفاده کنید.
موفق باشید
سلام
+ عاااالی بود.
+ سروش رضایی هم خیلی خوبه. مخصوصا کله شیریُ رستمُ سهرابشُ خیلی دوست دارم.
پاسخ:
سلام
+ ممنون رفیق
+ سوریلند و دیرین‌دیرین ، دو هوادار پیگیر در خانواده ما دارند و البته من هم از پیگیری ایشان بهره‌مند می‌شوم
سلام
از صفحه کامشین اومدم اینجا .
بعدش در اصالت راهکارهاتون شک دارم . این راهکار ازدواج رو باید یک ر ج ک (رجوع کنید به )پیمان خان رجبی می زدی . هرچی باشه اول اون بود که مخ دختر اوکراینی رو زد و انقدر دلش رو برد که هم کسوت مسلمانی به تن کرد و هم انقدر ملی گرا شد که حتی طراحی ناخنش هم پرچم ایران شد . این راهکار به نام پیمان ثبت شده . ولی شما نیز نیک میدانی که دختر باید باکره و افتاب و مهتاب ندیده باشد . یعنی چی که جوان ورزشکار نامدار سونامی پهلوان پلنگ جویبار نازنین غیور دلاور شیر ( و خلاصه کلی لقب که همه مایه های جنسیتی دارند ) بره از کفرستون دختر بگیره .اونم واس خاطر یک مدال که طلای اصلم نیست و قلابیه ! نژاد ایرانی باید خالص بمونه . رتبه بیست و سوم هم به خاطر ناداوری و حسادت دست اند کاران فدراسیون جهانی و.. بوده . . حالا رفتند یک دختر با چشم و گوش باز و خلاصه تربیت غیر اسلامی هم گرفت ،غیرت ایرانی رو که نداره دیسک رو شونصد متر اونطرف تر پرت کنه . ندیدی وزنه بردارای ما اول اسم ائمه رو میبرند و بعدشم مدال میبرن و اگر هم نبرند خودمون بهشون مدال میدیم ، این لیلا که بی وضو رفته بود تو میدون . من از اولشم میدونستم که ابروی فرزندان کوروش کبیر رو میبره .
پاسخ:
سلام
مسیر خوبی را طی نموده‌اید
شما هم در زمینه طنزپردازی دستی بر آتش دارید
من البته مدعی بکر و باکرگی راهکارهایم نشدم و انتظار هم ندارم مسئولین هنگام بهره‌برداری از آنها اسمی از من بیاورند! به خداوندی خدا راضی نیستم!! پیمان هم چنین انتظاری ندارد و حتم دارم زمانی‌که قدم در این راه می‌گذاشت اصلاً به فکر مدال‌آوری برای ایران نبود و مدال‌هایی که خانم رجبی در این سالها در آسیا برای ما آورده است طبعاً امثال من را به این فکر انداخت که می‌توان از این راهکار استفاده کرد این راهکار یک راهکار نرم است وگرنه راهکارهای سفت و سخت نظیر کاری که قطری‌ها و آذربایجانی‌ها و بحرینی‌ها در رشته‌های مختلف می‌کنند نیز وجود دارد. یا راهکارهای میانه ای مثل کشورهای اروپایی و کانادا و استرالیا و آمریکا که ضمن پذیرش مهاجر از قابلیت‌های احتمالی آنها در امر ورزش بهره می‌برند که طبیعتاً این راهکار به کار مملکت ما نمی‌آید چون اصولاً مغز خر حداقل در برنامه غذایی ورزشکاران مدال‌بگیر و مدال‌نگیر وجود ندارد! راهکار سخت و سفت هم فعلن توصیه نمی‌شود چون جوهر فحاشی‌های ما به قطری‌ها و... بخاطر استفاده از این راه، خشک نشده است. لذا تنها گزینه راه نرم است و اصولاً عشق دُردانه‌ست و من غواص و دریا میکده...
سلام- مثل همیشه شاد و شوخ و گزنده. شاد باشید حسین آقا
پاسخ:
سلام بر زنبور عزیز
ممنون رفیق
دوباره به زودی میام به خونه ام و باز دوباره کتاب می خونیم
پاسخ:
سلام
خیلی هم خوب
امسال گذشته از هفته ى اول، هفته ى دوم هم اعصاب خردکن بود، یعنى کشتى فرنگى که رسما مریض مون کرد، هیشکى نمى گه بابا شما اگه تو لندن مدال آوردین نتیجه ى چند سال زحمت این مربی بود، بعد طرف میره دو سه سال گم و گور میشه ، باز ولش نمی کنن، دوباره برش می گردونن به همون پست سابق با همون انتظارات ... بعد معلوم نیست در اردوها و انتخابی ها چی گذشته، روى دون کورلئونه رو سفید کردن اینا، انتظار دارن نتیجه هم بگیرن!!!
دنبالش هم بقیه ... بعد این دو تا مجری هم براى حرص دادن یه ملتی کافی بودن، جواد خیابانى بیشتر، هر چی هم که همه میگن بدتر میکنه .... یعنى تحلیل ها با حضور ایشون نشان دهنده ى روحیه ى ایرانى در طول تاریخ بود .... پاچه خواری و ترحم انگیزی و نفرت و جوگیرشدگی و سانتی مانتالیسم!!!

بعد هم قلى بدبخت که روبات نیست، بین آن همه خانمی که اونجا نشسته باید دقیق بشه و تصمیم بگیره، شما باشى زیر ده ثانیه عمل میکنی؟! بابا خیلی زبلی
پاسخ:
سلام
در باب پاراگراف اول: این "اینا" دقیقاً چه کسانی هستند!؟ ما هرچی می‌کشیم از دست "اینا"ست. در مورد اردوها که کارشناسان هم نمی‌دانند دقیقاً چه گذشته است چون پشت دربهای بسته بود و همه اختیارات هم دست مربی بود. انتخابی هم که هرچی گذاشتند یا نگذاشتند باز همه‌کاره مربی بود برای انتخاب... اگر نتایج چهارسال قبل نتایج زحمات ایشان بود (که بخش قابل توجهیش بود) قطعاً و حتماً نتایج امسال نیز... نمی‌شود که شکست مال دست‌های پشت پرده باشد و پیروزی مال سوپرمن...
پاراگراف دوم: مشکل فقط ایشان نیست! در واقع همه‌ی مجری‌ها نشان داده اند که همگی فرزندان این آب و خاک هستند! خالص خالص
پاراگراف آخر: من باشم که می‌گذارم مستقیم همه ببینند. اینا با این کارشون ملت رو تبدیل کردند به موجوداتی که چشمانی تیز و موشکاف و جامه‌شکاف دارند. واقعن جنایتی که در این زمینه رخ داده است کم از آشویتس ندارد
سلام لیلی
5
پاسخ:
١. " اینا " دقیقا یعنی رییس فدراسیون و عمالش که یکی شون بعد اومد موقع بحث گفت :" مربی همه کاره بوده!" همین چیزی که شما میگی، یعنی فدراسیون اونجا چه کاره است پس. این بابا یه بار نتیجه گرفته واسه چی گذاشتینش کنار، بعد نتیجه نگرفتین خودتون چرا برش گردوندید؟!
بابا اینجوری که نمیشه، یه بار سفت میگیرند آقای خادم میشه متولی کل کشتی کشور، یه بار ول میکنن، مربی هر کاری دلش بخواد میکنه، نمیشه که
٢. آره همسون عین همند، دیدی فردوسی پور چطور گاهی تنش درست میکنه عمدا!
٣. من هم که در این زمینه تکلیفم از ابتدا روشن بوده است
پاسخ:
سلام مجدد
1- خُب دیگه ادامه دادن به این بحث خیلی جالب نیست! به هر حال شرایط مورد نظر مهیا شد و نتیجه این شد... باید به فکر فردا بود.البته این را هم باید در نظر داشت دو مدال برای فرنگی نسبت به المپیک قبلی نتیجه بدی است اما در کل نتیجه زیاد بدی هم نیست. امیدوارم هر روشی در پیش می‌گیرند "مسابقات انتخابی" در راس امور باشد. هرجا که راس امور نبود ضربه ناجوری خوردیم. نه اینکه بگویم هرکه انتخابی را برد و رفت، مدال می‌گیرد...نه... بلکه آن موقع خیلی راحت می‌گوییم خُب ایشان همه را برد و رفت و اونجا باخت، دیگران اگر بهتر بودند همینجا ایشان را می‌بردند!
2- من همعجالتاً فرزند این مرز و بوم هستم!!
3-

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل