X
تبلیغات
رایتل

پست موقت!

پنج‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1397

الف) نمایشگاه کتاب مجدداً به مصلی برگشت. (بدون شرح!)

ب) سالنامه رمان در غرفه انتشارت تیسا (سالن شبستان، راهروی 11، غرفه 24) عرضه خواهد شد.

ج) در حال خواندن چشم گربه از مارگارت اتوود هستم... به خیال خودم یک کتاب از گروه A انتخاب کردم تا باصطلاح موتورم روشن شود اما تیرم به سنگ خورده است!

د) در مورد رمانهای قابل توصیه هم که در یکی دو پست قبل مواردی را نوشتم: اینجا


نظرات (12)
منم دارم صبحانه ی قهرمانان وونه گات رو میخونم چرا همه کتاباش شبیه همه مشکلات محیط زیست انتقاد از رویای امریکایی انتقاد از جنگ و.... یه کتابی ننوشته حداقل به غیر این مسایل یه چیز دیگم توش باشه ؟
نمایشگاهم نوش جون اونایی که میرن
هرکسی رفت سلام به ابلوموف برسونه
پاسخ:
سلام
خُب باید گفت که این مسایل مسائل کمی نیستند بیش از یک قرن است که شاهکارهای عظیمی در مذمت جنگ نوشته شده است و فیلم‌های تاثیرگذاری هم در همین رابطه ساخته شده است و به رویت میلیون‌ها میلیون آدم رسیده است اما متاسفانه هنوز به راحتی جنگ‌ها شکل می‌گیرند و به سختی به پایان می‌رسند!
در مورد مسائل دیگر هم به همین ترتیب...
در واقع اگر بخواهیم مضامین را دسته‌بندی کنیم شاید بتوان همه آنها را در چند گروه انگشت‌شمار جا داد... یک بار که سرم گرم بود (همین‌جا یا جای دیگر!) گفتم که شاید بتوان همه مضامین را در یک گروه جا داد
من حس شما را درک می‌‌کنم چون خودم آن را تجربه کرده‌ام و در نتیجه همیشه تلاش می‌کنم بین دو اثر از یک نویسنده فاصله مناسبی بگذارم.
آخ جون عرضه رایگان سالنامه رمان در غرفه انتشارات تیسا توسط میله
پاسخ:
سلام
تازه کجاشو دیدید! از میان کسانی که سالنامه را رایگان دریافت می‌کنند به قید قرعه به ده نفر تور رایگان سفر به دور دنیا هدیه داده می‌شود
اتفاقا اخرین کتابی که از وونه گات خوندم مربوط به اوایل سال ۹۶ بود ولی بین کتابهایی که خوندم تا بحال ازش خیلی تفاوت وجود نداشت
این نویسنده رو خیلی دوست دارم ولی همیشه هم همین مشکل رو باهاش دارم درسته مسایل کمی نیستن ولی شاید بهتره چند سالی نخونم بعد یه کتاب از وونه گات بخونم
میدونم مقایسه نویسنده با نویسنده درست نیست ولی کالوینو همیشه برام یه سورپرایز داشته بعد از خوندن سلاخ خانه یه جوری به نظرم تکراری اومدن
پاسخ:
وجود وجوه اشتراک بین آثار یک نویسنده به نظرم امری اجتناب ناپذیر است چون به هر حال این آثار از یک ذهن واحد نشأت می‌گیرد.
از وونه‌گات فقط دو رمان سلاخ‌خانه و گهواره گربه را خوانده‌ام که البته بین این دو شباهتی به آن شکلی که خواننده را اذیت کند نیست. اگر گهواره گربه را خوانده‌اید آیا بین این دو هم شباهت آزاردهنده دیده‌اید؟
وا پس چه خنگی بودم انقدر دوستان را به خریدن سالنامه تشویق کردم!

راستی مدیر وبلاگ، مارگارت اتوود همیشه شگفتی برایمان دارد ... ناامید نشوید
پاسخ:
سلام
اشکال ندارد... آن دوستان هم ضرر نکرده‌اند... برای آنها که قبلاً خریده‌اند بلیط‌های سفرهای آنچنانی در آن دنیا در نظر گرفته شده است
باید عرض کنم که به یک‌سوم کتاب رسیده‌ام و هنوز جذب نشده‌ام! البته ناامید نمی‌شوم و تا انتها می‌روم ولی حال و احوال من (در مطالعه این کتاب) با روبرو شدن با شگفتی درمان نمی‌شود... در واقع امیدوارم از این به بعد طوری پیش برود که لااقل نمره‌اش از 3 بالاتر برود وگرنه من شرمنده می‌شوم
سلام
احوال شما؟
الف}به سلامتی. ما که هیچکدومش رو ندیدیم قضاوت کنیم.لااقل الان خیالشون راحته که غرفه ها رو آب نمی گیره.
ب)متاسفانه به دلیل همان عدم حضور از دیدن این غرفه هم محرومم. امیدوارم مردم انگیزه لازم برای ادامه را برایت ایجاد کنند.
ج و د )این گروه بندی شما هم کم کم دارد جا می افتد و بسیار هم کاربردیست. چشم گربه چون جزء کتابهای نخوانده شماست خدشه ای در صحت لیست ایجاد نمی کند.من اثر اکو را در دور دوم نتوانستم ادامه دهم و عوامل بیرونی هم دست به دست هم داد و به قول معروف موتور یاتاقان زد.حالا امیدوارم من در انتخاب رده a اشتباه نکنم. شاید سراغ هانریش و کاترینا بلومش رفتم.
نمایشگاه هم اگر چیز دندانگیری بود جای من رو هم خالی کنید اگر نه که پرش کنید. ممنون
پاسخ:
سلام
گرفتار مطلق!
الف) وقتی ما نمی‌توانیم چنین مشکلاتی را حل کنیم چه مشکلاتی را می‌توانیم حل کنیم!؟
ب) یاد آن لطیفه افتادم که از طرف پرسیدند انگیزه‌ات از فتح اورست چی بود و طرف جواب داد که نمی دونم انگیزه چیه اما اگه بار داشته باشی برات می‌برم بالا!
ج و د)‌ کتابها قبل از خوانده شدن مثل هندوان‌های دربسته می‌مانند آن اثری که شما در حال خواندنش بودید را من نخوانده‌ام ولی در مورد یاتاقان زدن تجربه‌هایی دارم!
موفق باشی
از وونه گات سلاخ خانه مرد بی وطن خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان گهواره گربه رو خوندم که خیلی خوب بود الان که صبحانه قهرمانان رو میخونم به نظرم تکراری البته آزار دهنده نیست ولی حس میکنم فعلا وونه گات چیز تازه ای برای کشف کردن برام نداره
متاسفانه نصف نیمه کتاب رو رها کردم
مثل کسی که سیر شده باشه فعلا تمایلی به خوندن وونه گات ندارم
پاسخ:
وقتی چنین حسی ایجاد می‌شود رها کردن گزینه مناسبی است.
بعد خوندن سلاخ خانه اون حس تکراری بودن اومد سراغم همونطور که تو کامنت قبلی گفتم ولی باز چیزی برای کشف کردن وجود داشت ولی الان تو صبحانه قهرمانان نصفه خونده شده چیزی نبود ولی هنوز هم نویسنده محبوب منه شاید باید مدت طولانی ازش فاصله بگیرم
پاسخ:
من به هر شهری سفر می‌کنم تعدادی از مکان‌ها را برای سفر بعدی خودم باقی می‌گذارم
درباره این یاتاقان و آن اثر اکو مشکل از سختی کتاب نبود و درباره فکر نمی کنم کتاب سختی باشد.مشکل خودم و عوامل مختلف بود وبخشی هم به دلیل نداشتن اطلاعات تاریخی مورد نیاز.
به هر حال الان در گاراژ خوابیده است.بزودی سراغش خواهم رفت.
پاسخ:
امیدوارم عوامل بیرونی و درونی همراه شوند
درود بر میله ی گرامی
من دیر این پست شما رو دیدم. کاشکی پیش از رفتن به نمایشگاه دیده بودم و حتما یکی از این سالنامه ها را تهیه می کردم. حالا هم هر چقدر توی اینترنت سرچ کردم، حتی توی سایت خود انتشارات تیسا، اثری از خرید یا مکان یافتن این سالنامه را پیدا نکردم. احیانا شما خبر ندارید بجز نمایشگاه کجا می شود یک سالنامه رمان خرید؟!
پاسخ:
سلام بر بندباز عزیز
می توانید از آدرس زیر خرید نمایید:
https://banasher.com/books/2409
سپاس میله جان. باناشر رو قبلا هم دیدم،منتها 1396 بود. الان لینک شما را هم چک میکنم. متشکرم
پاسخ:
موفق باشی
اتفاقاً به نفعت شد چون در نمایشگاه گران‌تر عرضه می‌شد
حتی برای خودم هم همینطور بود
امسال نمایشگاه نرفتم اما الان میگم کاش میدونستم می اومدم با امضای خودتون سالنامه رو می خریدمش.
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتان. کم‌سعادتی من بوده است.
سلام
به عنوان یک خواننده به نویسنده های جدید ایران خوش بین نیستم... انگار دلم می خواهد خیلی بهتر از این بنویسند، یک مقدار دقیق تر، واقعی تر، مهم تر، و حتی سیاسی تر!
لابد نمی شود... :|
پاسخ:
سلام
گمانم این کامنت باید در مطلب دیگری می‌نشست اما قسمت این بود که اینجا بنشیند که البته بد هم نیست
حس من این است که نویسنده‌های جوان و خوب ما بیشتر درگیر تکنیک شده‌اند. البته بدون نثر محکم و فرم قوی، هر طرح به‌دردبخوری هم که باشد به گِل می‌نشیند... در واقع وقتی در همان صفحات اول آدم با گاف‌های نوشتاری و فرمی مواجه می‌شود طبعاً کتاب را به صورت مجازی به دیوار می‌کوید! لذا فرم و نثر به طور خلاصه تکنیک خیلی مهم است. اما از آن طرف باید این را در نظر بگیریم که مضمون و محتوای مطلوبی هم داخل این ظرف‌مان قرار بدهیم... این دومی به نظر من هم دارای ضعف است. یاد بازیکن فوتبالی افتادم که می‌تواند وسط زمین سه چهار نفر را دریبل بزند... این خیلی خوب است و تماشاچی لذت می‌برد... اما اگر این دریبل‌ها منجر به خلق موقعیت گل نشود در پایان بازی زیاد ارزشمند تلقی نخواهد شد.

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل