X
تبلیغات

مسیح هرگز به اینجا نرسید کارلو لوی

یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390

 

این کتاب , خاطرات تبعید دو ساله کارلو لوی پزشک ،نقاش و نویسنده ایتالیایی به یک منطقه روستایی در جنوب آن کشور در دوران حکومت فاشیستی موسولینی است (به طور دقیق سالهای 1935 و 1936).

در ابتدا نویسنده از قولی که به روستاییان بابت بازگشت خود به میان آنها داده است یادی می کند, عهدی که به آن وفا نکرده است اما حالا این پزشک تبعیدی با نوشتن این خاطرات به میان روستاییان باز می گردد. او در میان خاطراتش البته به نوعی به تحلیل اوضاع اجتماعی اقتصادی روستا می پردازد و از این حیث کتاب ارزشمندی است. خواندن این کتاب را به علاقمندان مبحث جامعه شناسی روستایی توصیه می کنم.

نام کتاب برگرفته از جمله ضرب المثل گونه ایست که مردم آن مناطق تکرار می کردند: ما مسیحی نیستیم. آدم نیستیم. آدم به حساب نیامدیم, بلکه حیوان, حیوان بارکش و حتی بدتر از حیواناتیم... مسیح در ابولی (Eboli) متوقف ماند. این جملات بدین مفهوم است که نه مسیح و نه پیشگامان تمدن نوین و نه سیاستمداران و حکومتگران , هیچکدام زحمت درک و فهم مشکلات و نیازهای این مردم را به خود ندادند:

هیچ کس به اینجا نیامد. مگر در مقام یک خریدار, یک دشمن و یا یک دیدار کننده عاجز از درک موقعیت.امروز نیز همانند سه هزار سال قبل از میلاد مسیح , فصلها بر رنج طاقت فرسای کشاورزان سپری می شود; هیچ پیام انسانی و یا الهی به این فقر تغییر ناپذیر نرسیده است. به زبان دیگری صحبت می کنیم: زبان ما اینجا غیر قابل فهم است.

لطفاً برای مطالعه بیشتر در مورد کتاب به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

***

این کتاب که در لیست 1001 کتابی که قبل از مرگ باید خواند, حضور دارد , توسط محمد حسین رمضان کیایی ترجمه و انتشارات هرمس در قطع دوست داشتنی پالتویی آن را به چاپ رسانده است. نام اصلی این کتاب همانگونه که از روی تصویر نیز مشخص است مسیح در ابولی متوقف ماند ، می باشد که این تغییر به نظرم آن را برای ما ملموس تر نموده است. بر اساس این کتاب فیلمی با همین نام توسط فرانچسکو رزی کارگردان ایتالیایی (و با بازی جیان ماریو ولونته) ساخته شده که ظاهراً آنگونه که دوستان می گویند فیلم مقبولی است.

.

پ ن 1: جمعیت جوانان هوادار فاشیست از همین هویت و اوهام خود همان لذتی را حس می کردند که معمولاً در معاشقه می برند.

پ ن 2: مشخصات کتاب من: چاپ اول 1383 در 3150 نسخه 283 صفحه و قیمت 1500 تومان

پ ن 3: لینک های مرتبط : کارلو لوی (ویکیپدیا انگلیسی) ، کتاب (ویکیپدیا انگلیسی) ، فیلم (ویکیپدیا انگلیسی) ، مطلب روزنامه سرمایه ، فیلم (هنر سینما)، مسیحا

وضعیت زندگی و عقاید روستاییان

در یک کلام می توان وضعیت این روستاییان را در واژه فقر اقتصادی و فرهنگی خلاصه نمود. درآمد پایین, کشاورزی ناکارآمد, سطح نازل بهداشتی و گرفتاری آنها در چنبره خرافات و…چیزهایی است که خواننده از خلال این خاطرات متصور می شود. خانه این کشاورزان عبارت است از یک اتاق که هم آشپزخانه است و هم اتاق خواب و هم محل نگهداری حیوانات! در اکثر این خانه ها تختی بزرگ است که همه اعضای خانواده روی آن می خوابند و بچه های کوچک در گهواره ای که بالای این تخت آویزان است نگهداری می شوند و حیوانات (مرغ و خروس و…) در زیر تخت!

بیماری های مختلف و به خصوص مالاریا بیداد می کند و همه از سوءتغذیه رنج می برند.در عین حال مانند روستاهای دیگر (ظاهراً در تمام دنیا) مردم در مهمان نوازی با هم رقابت می کنند یا در عین فقر , در انجام مراسم سنتی آیینی خود ولخرجی می کنند مثلاًهزینه کردن نصف درآمد سالیانه برای مراسم مریم مقدس و آتش بازی آن مراسم که روستاهای مجاور در انجام هرچه با شکوه تر آن با هم رقابت می کنند. این روحیه برای ما زیاد غریبه نیست چرا که برای روستاییان حفظ این سنت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد, به قول یک شخصیت گورکن در این داستان روستا از استخوان مردگان درست شده است.

در نظر آنان همه چیز اسرارآمیز و الهی است. حیوانات, آسمان, مسیح, و حتی حیوانی مثل بز هم الهی است…حتی آیینهای مذهبی کلیسا هم با پرستش جمادات بی روح و تعدد بی شمار خدایان زمینی, تبدیل به مراسم غیر مذهبی می شود.داستان ها و افسانه های متعدد در میان آنها رواج دارد که گاه شنیدن آن موجب رویش شاخ بر سر آدم می شود! این که زنی که دارای پدر و مادر و شوهر و بچه است و ... از دید روستاییان و خودش فرزند گاو است و این امر تناقضی با این که پدر و مادر مشخصی هم داشته , ندارد! یا خرافاتی که برای درمان برخی بیماریها به کار می بردند; مثلاً برای درمان زردی , کله سحر بیمار را به قله کوهی ببرند و با گذاشتن چاقوی دسته سیاه روی تمام بدنش علامت صلیب درست کنند و ورد بخوانند و از این قضایا که ظاهراً همه جا هست...

عقایدشان در مورد ارتباط با جنس مخالف هم جالب است. این پزشک مجرد تبعیدی در خانه تنهاست و طبق آداب و رسوم روستا هیچ زنی نمی توانست به تنهایی وارد منزل او بشود چرا که عشق یا کشش جنسی در نزد آنها به منزله قدرت طبیعت, بسیار قوی است, آن گونه که هیچ اراده ای را یارای مقابله با آن نیست... آگر آنها (مرد و زنی که جایی تنها باشند) اتفاقاً چنین کاری نکنند, روی هم رفته مثل این است که مرتکب شده باشند, زیرا با هم بودن مساوی است با عشق ورزیدن. قدرت خدای عشق آن قدر عظیم است و تبعیت از آن به اندازه ای طبیعی است که نه می شود یک اخلاق جنسی واقعی وجود داشته باشد و نه یک توبیخ اجتماعی برای عشقهای غیر قانونی... قسمت اولش که خیلی آشناست اما نتیجه آن (قسمت دومش) با مشرق زمین متفاوت است. جالبی اشاره بالا در مورد پیرزن 75 ساله بیماری است که توسط راوی معالجه می شود اما از ورود تنهایی به منزل دکتر ابا دارد!و بر احترام به سنت ها تاکید دارد.

 علیرغم وجود تناقضات خنده دار مردم به صورت سطحی هم که شده احترام این سنن را نگاه می داشتند ( مثلاً آشپزی که برای خودش استخدام کرد: چهل و یک سال داشت. هفده زایمان طبیعی و سقط جنین از پانزده پدر داشت...یا آشپز کشیش که بهترین آشپز منطقه است: مادر چهار فرزند از کشیش های مختلف است که اینجا و آنجا در مدارس مختلف مذهبی استان مشغول به تحصیل اند و...).نکته مهم این است که این زنان برچسب انحراف نمی خورند و به زندگی عادی خود ادامه می دهند.

مهاجرت

فقر و بیکاری مفرط موجب می شود که مردان روستا برای یافتن کار مهاجرت کنند و مقصد اکثریت آنها آمریکا است (بهشت موعود و به خاطر همین تصور است که در تمام خانه های روستایی علاوه بر تمثال مریم مقدس ، عکسی هم از روزولت رییس جمهور آمریکا نصب است).آنها در آمریکا کولونی هایی را تشکیل می دهند وبین خودشان زندگی می کنند و وارد زندگی آمریکایی نمی شوند ولذا اگر بعد از بیست سال هم به روستا بازگردند , با زمان عزیمتشان ذره ای فرق نکرده اند. اما این مهاجرت مردان شکل و شمایل روستا را چنان که در قسمت بالا مختصراً اشاره شد تحت تاثیر قرار داده است ...

حکومت و شکاف دولت – ملت

بین این روستاییان و حکومت یک شکاف عمیق وجود دارد. آنها خود را در حکومت سهیم نمی دانند, که هیچ, بلکه بی اعتماد هم هستند. به قول راوی فرقی هم نمی کند چه حکومتی باشد ,فاشیست باشد یا سوسیالیست یا لیبرال و... حکومتگران از هر قماشی نسبت به شرایط و مشکلات منطقه جنوب بیگانه اند و لذا راه حل های فضایی می دهند و معمولاً بیشتر از آن که کمکی بکنند, ضربه می زنند. همین موجب می شود که مردم نسبت به همه پرچمها بی اعتماد شوند. فاجعه بار تر آن که دولتهای ایدئولوژیک از اقشار خاصی حمایت می کنند و این امر در روستاها معمولاً به گسترش جو بی اعتمادی مردم نسبت به یکدیگر می شود که این خود موجب کاهش سرمایه اجتماعی و به تبع آن عقب ماندگی بیشتر می شود.

سیاستمداران مرکز نشین توانایی تشخیص اولویت ها در مناطق حاشیه نیستند لذا اقداماتشان در این مناطق صرفاً تبلیغاتی و بعضاً نتایج کاریکاتور گونه ای دارد. در این کتاب می بینیم که مالاریا در مناطق روستایی و شهری جنوب بیداد می کند , اما در جهت حل این مشکل کاری انجام نمی شود. اما در عوض در روستای مورد نظر با صرف هزینه بسیار یک مجموعه مستراح مدرن ساخته می شود که هیچ کس توانایی استفاده از آن را ندارد!!(آب لوله کشی در شعاع 100 کیلومتری وجود ندارد!) و تنها کسی هم که گاه گداری روی آنها می نشیند همین پزشک تبعیدی است, آن هم وقتی برای محیط زندگی خود دلتنگ می شود! یا مثلاً چون در برخی قسمتهای کشور بز ها به مزارع و طبیعت آسیب می رسانند دولت برای نگاهداری بز مالیات سنگینی وضع می کند درحالیکه در این منطقه نگهداری بز تنها منبع درآمد باقیمانده است و اساساً در این منطقه مزرعه یا چیزی وجود ندارد که بز بتواند به آن آسیب برساند. اما همین قانون موجب می شود که همه مجبور به ذبح بزهایشان شوند! و از این دست مثالها...

آنها هر چه را که از نیویورک می رسید با خوشحالی می پذیرفتند, همانطوری که ممکن بود از رم بپذیرند. اما از رم چیزی نمی رسید. هرگز هم چیزی نرسیده بود, مگر مامور جمع آوری مالیات و صحبتهایی از رادیو.

این روستاییان و اهالی جنوب در ناامیدی کامل و جمعی فرو رفته اند و از نظر نویسنده ریشه این ناامیدی مخرب در احساس عمیق پایین دست بودن و درجه دو و سه بودن نهفته است.

اگر دنیای روستایی , در مقایسه با جهان خارج از آن , پایین دست محسوب شود, همه چیز به احساس ناتوانی و روح انتقام تغییر می یابد. و ناتوانی و انتقام هرگز چیزی را زنده نگذاشته اند.

پیشنهاداتی برای اصلاح (ترجمه و نشر)

کتاب ترجمه روان و قابل قبولی دارد. تعدادی غلط تایپی دیده می شود نظیر: ص93سطر14 , ص225 سطر16 , ص229 سطر17 , ص176 سطر10 (به جای گالیانو باید گراسانو باشد) .یکی دو مورد هم ویرایش لازم دارد: ص153 جمله آخر: بدین گونه راهزنان به یک نفر با قدرتهای تیره زیرزمین تبدل شوند. یا ص229 سطر22 نیز ویراستاری مجدد لازم دارد. در ص 228 نیز به جای بینی پهن و پخت احتمالاً پت و پهن درست است و شاید در این مورد من اشتباه می کنم.

اما نکته ای که در این زمینه قابل ذکر است زیرنویس هایی است که در کتاب آمده است. عموماً به درج انگلیسی نام ها (برای کمک به تلفظ نام ها) اکتفا شده است که البته لازم است, اما گاهی برای خواننده واجب است توضیحی در خصوص برخی نام ها بخواند تا منظور نویسنده را بهتر درک کند. مثلاً در ص174 می خوانیم: در کل باوفاتر از الیای باوفا می شد که ویتوریو الفیه ری را تا فلات کاستیلیا ی قدیمی همراهی کرده بود. طبیعی است که برای من خواننده این نام ها چیزی را تداعی نکند و نیاز است که یکی دو خط توضیح در زیرنویس داده شود. از این دست می توان به صفحات 23 , 30 , 93 , 101 و 103 اشاره کرد.

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل