X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پراید برای کلمباین، کفتری که سیگار می‌کشد!

جمعه 27 شهریور‌ماه سال 1394

همانطور که می‌دانید مایکل مور فیلم مستندی داشت با عنوان بولینگ برای کلمباین که حرف محوری‌اش در مورد منع فروش و حمل سلاح و تغییر قانون بود و کاملن منطقی هم به نظر می‌رسید (لااقل در نگاه ما)... بابتش اسکار هم گرفت... اما آن قانون هنوز پابرجاست!

با توجه به شنیده‌ها و خوانده‌ها در مورد جامعه آمریکا، به نظر می‌رسد با موج‌های احساس‌برانگیز نمی‌توان کاری از پیش برد و در یک کلام، در نهایت احساسات بر خردورزی غلبه ندارد. احتمالاً اگر کمپینی هم در این رابطه تشکیل شود مخالفین این قانون به خودشان جرات نمی‌دهند تمام تلفات ناشی از قتل با سلاح را به حساب این قانون و "اسلحه" واریز کنند!

در نقطه مقابل، جامعه‌ای را می‌شناسم که مردمانش به فجیع‌ترین شکل ممکن رانندگی می‌کنند و صحنه‌هایی خلق می‌کنند که همه ناظرین انگشت به دهان مانده‌اند اما در کمال خونسردی و سهولت، همگان تمامی تلفات ناشی از آن را به حساب خودروهای بخت‌برگشته واریز می‌کنند!

در مورد خودروسازان و سیستم‌های فشل سازمانی‌شان می‌توان به جای خود مثنوی هفتاد من نوشت لیکن فراموش نشود که آنها نیز بخشی از همین جامعه هستند و مشابه قانون ظروف مرتبط در فیزیک (سطح آب در ظروف مرتبط در ارتفاع یکسانی قرار خواهد گرفت) اینجا هم آب خودروسازان با سازمانهای مشابه در یک ارتفاع ایستاده است. هدف از این نوشته دفاع از خودروسازان و یا حتا دفاع از خودرو نیست. موضوع مهم‌تری در میان است.

این روزها در فضای مجازی (بخصوص گروه‌های تلگرامی و امثالهم) مطالبی دست به دست می‌چرخد که گاه واقعن جای تعجب دارد. مطالب گاه چنان به دروغ و توهم و افسانه آمیخته است که به نظر می‌رسد فرستندگان جهت خنداندن دیگران چنین مطالبی را می‌فرستند (کاری که معمولن مردم ایران بدون احساس مسئولیت نسبت به نتایجش، بدان مبادرت می‌ورزند!!) ولی گاهی که وارد بحث می‌شویم، متوجه می‌شویم که نه! اتفاقن به مطالبشان باور دارند! این‌که مثلن قیمت تمام شده پراید چهار میلیون تومان است یک نمونه از آنهاست. جل الخالق!! این موضوع را همه‌جور فرستنده‌ای در گروه‌هایی که عضوم فرستاده‌اند...از خانه‌دار تا مهندس مکانیک فارغ‌التحصیل از بهترین دانشگاه‌های کشور! برای من عجیب است... در جایی که یک مبل متوسط که از چوب و پارچه و فوم تشکیل شده است بیش از این قیمت دارد چطور محصولی مانند خودرو که شامل مکانیزم‌های بسیاری است و چنین و چنان، می‌تواند با این قیمت تولید شود!؟ من همین‌جا توصیه می‌کنم چنانچه مدیران ارشد و میانی خودروسازی توانسته‌اند به چنین دستاوردی نائل شوند، لطفن درهای مملکت را سریعن ببندید تا این مغزها فرار نکنند! اینها را باید گرفت و هرکدام را بالای سر یک سازمان گذاشت تا انقلاب صنعتی و تجاری و سیستمی ایجاد کنند!! مطمئن باشید اگر خودروسازان خارجی متوجه این امر بشوند روی هوا آنان را شکار می‌کنند!! خودرویی مانند پراید با قیمت تمام شده 1000 دلار!!؟

توصیف فضای مجازی ما شبیه توصیف بولگاکف از مسکو در کتاب "مرشد و مارگریتا" است جایی که می‌فرماید: شهر پر شده بود از شگفت انگیزترین شایعات که در آنها هسته ناچیزی از حقیقت با هزاران شاخ و برگ و وهم و خیال پوشانده شده بود.  

یکی قیمت این محصولات را در کشورهای همسایه تا یک پنجم پایین می‌آورد! یکی از جلسه محرمانه مدیران و وزیر گزارشی می‌دهد که مرغ پخته را به پرواز وا می‌دارد! یکی لیستی از خودروهای هم‌قیمت پراید در جهان ارائه می‌دهد که یک گزینه‌اش مرسدس است! یکی با دستکاری سخنان فردی می‌خواهد اثبات کند که به همگان توهین شده است! این‌روزها پراید که می‌بینم یاد "کاترینا بلوم" و آبروی از دست‌رفته‌اش در ذهنم زنده می‌شود که اتفاقن در این فقره مصداق تام دارد!!... خلاصه محشری است.

محشری که حکایت می‌کند مردم این دیار "دوباره" و "چندباره" ایمان! آورده‌اند. وقتی با چنین پدیده‌ای روبرو می‌شویم درک رفتار مردم در زمان مشروطه و در زمان حرکتهای انقلابی گذشته بسیار راحت‌تر می‌شود. آنجا هم مردم ایمان آورده بودند که فلانی و فلانی‌ها میلیون‌ها میلیون بالا کشیده‌اند. آنجا هم ایمان آورده بودند که مشروطه یعنی کباب به قاعده این هوا!! ایمان آورده بودند به آب و برق مجانی! ایمان آورده بودند که با پول غذای سگ فلان مقام فاسد می‌توان شهری از گرسنگان را سیر کرد! ایمان آورده بودند که با در دست داشتن 24 ساعت از برنامه‌های تلویزیون می‌توان فساد را ریشه‌کن کرد! ایمان آورده‌اند که باهوش‌ترین ملت روی زمین‌اند! و... از این ایمان‌ها و توهمات در تاریخ ما زیاد است.

هدف این حرکت پایین آوردن قیمت یک کالا یا بالا بردن کیفیت آن کالا عنوان می‌شود. اما نکته اینجاست که چرا این‌قدر آغشته به دروغ و افسانه!؟ آیا نمی‌توان مستند و بدون توسل به فریبکاری‌های پوپولیستی یک حرکت ساده اجتماعی را شکل داد؟ آیا این حجم از سخنان غیرمستند و شایعه و دروغ نشان از این ندارد که این بوی کباب "همبستگی جهت کاستن از قیمت یک کالا" نیست که به مشام می‌رسد و احیانن در پس پرده، عده‌ای آگاهانه مشغول خر داغ کردن هستند!؟ البته اگر پس پرده ای و دست‌های پشت پرده‌ای در کار نباشد که بدتر!؛ یعنی مردم در یک حرکت جمعی و هماهنگ مثل شخصیت اصلی داستان "مرگ در آند" یوسا در حال تیز کردن چوبی هستند که قرار است به خودشان فرو برود!

در یکی از لطیفه‌های این روزگار حکایت می‌شود که فردی برای کشاندن یار به خانه خود، از وجود ماهی سخنگو در آکواریومش (و از این قبیل) خبر می‌دهد! وقتی این حرکت و این امواج احساسات‌برانگیز را می‌بینم بی‌اختیار دستی بر پیشانی می‌کوبم و می‌گویم: هم‌وطنانم به راحتی برای دیدن "کفتری که سیگار می‌کشد" حاضرند به هرجایی بروند و این قابلیت را دارند که حداقل ده‌بار دیگر پوپولیست‌هایی مانند رییس جمهور سابق را بر مسند قدرت بنشانند و این نگران‌کننده است. امکانات گوشی‌های همراه و فضای صفحات اجتماعی و نحوه بهره‌مندی هموطنان از آن، و میزان شکل‌پذیری و تحریک‌پذیری مردم، متاسفانه به‌گونه‌ایست که این نگرانی را به تخم چشم آدم فرو می‌کند! و هرچه از عدم امکان کشیدن سیگار توسط کفتر استدلال کنیم، ایمان‌شان متزلزل نخواهد شد!

بله رسم روزگار چنین است!

نظرات (55)
سلام از سایت منم بازدید کنید
www.ontimebazar.zepo.ir
پاسخ:
سلام
واقعن همه‌چی درهم بود. مورد خاصی برای من دارید!؟
من اولش به هوای اینکه کمپینی هست برای افزایش کیفیت محصولات خودروسازان، توی فیسبوک لایک کردم.
ولی مزخرفات و دروغهای شاخ دار، منو مجاب کرد که باید آنلایک کنم.
...
همه ی این ایمان ها به کنار! ایمان به باهوش ترین بودن رو کجای دلمون بذاریم؟!!
پاسخ:
سلام امیرجان
وقتی حجم دروغ و تحریکات عجیب و غریب افزایش می‌یابد غیر از مشکوک کردن آدم اثرات مخرب دیگری هم دارد: عصبی شدن، ناامید شدن و... واقعن برایم عجیب است که ملت آمریکا "اسلحه" تولید شده توسط کارخانجات اسلحه‌سازی و خود آن کارخانجات و حتا قانون فروش آن را عامل کشته‌شدن هموطنانشان نمی دانند اما ملت ما "خودروی داخلی" را عامل کشتار هموطنان می‌دانند! با هرکسی هم صحبت می‌کنیم از رانندگی دیگران می‌نالد! احتمالن همین‌ها نشانه هوش بالای ماست... جالب است که هرکدام‌مان حکایت‌هایی در باب کودنی و بلاهت مردم سرزمین‌های دیگر در جیب‌مان داریم!!
حالا واقعا قیمت تموم شده پراید چقدر هست؟؟؟
پاسخ:
سلام بر شما
سوال خوبی است! قبل از جواب دادن به این سوال شما بفرمایید سن‌تان چقدر است!؟
در واقع قیمت تمام شده، برای تولیدکنندگان چنین حکمی دارد (مانند سن خانم‌ها)! من هم دقیقن نمی‌دانم چقدر تمام می‌شود ولی این را می‌دانم که از قیمت فروشش زیاد فاصله ندارد.اطمینان دارم.
توجه داشته باشید تسهیلات مالی تولید در این مملکت با سود 30 درصد اعطا می‌شود (سرمایه در گردش) و خود همین قیمت تمام شده را بالا می‌برد به خصوص اگر تولیدکننده بحران مالی هم داشته باشد که دیگر بدتر... این را دقیقن می‌دانم که از قیمت هر خودرو پراید حدود 2 میلیون تومان مختص هزینه مالی تولیدکننده است یعنی سودی که به بانک‌ها بابت وام‌هایی که گرفته است می‌پردازد.
اگر برایتان سوال پیش بیاید که چرا نیاز به گرفتن تسهیلات؟ جداگانه توضیح خواهم داد.
ممنون.
سلام
میله جان به این آدرس نقل مکان کردم:
http://fnouri.persianblog.ir/
هنوز نمی دانم با نوشته های سابقم چه کنم.
پاسخ:
سلام
امیدوارم هرچه زودتر خانه مستحکمی بسازی و همه بروبچ را صحیح و سالم از بلاگفا به آنجا ببری
سلام
یک لطیفه ای هم میگن اگر به هر خانواده امریکایی ی پراید میدادیم نسلشون منقرض شده بود.احتمالن میشد چون اونها صدقه نمیدن.من بیشترین نا امنی رو در کشور باستانی عزیزم روی خط عابر پیاده احساس میکنم همیشه هم این ب ذهنم میاد ک این عزیزان پراید سوار اگه خودروی ایمن سوار بودن چطور رانندگی میکردن حتی جون خودشون مهم نیست. ما ایرانیها احساسی نیستیم جوگیریم .من خودم این ویژگی منفی رو زیاد دارم ولی نمیدونم اگه مثلن تو آلمان یا ژاپن بدنیا میومدم الان چطور بودم. یعنی خودمون مقصریم دولت مقصره یا آموزش ندیدیم یا نژادمونه یا چی
پاسخ:
سلام
خودمون و دولت و مخالفین دولت (مخالفین حاضر در حاکمیت) همه ثمره پروسه واحدی هستیم و به همین علت است که گاه با جابجایی یک فرد از یکی از این وضعیت‌های سه‌گانه به وضعیت دیگر با طنز روزگار مواجه می‌شویم: ساده دلی که به دیکتاتور تبدیل می‌شود، دست‌پاکی که بزرگترین دزدی‌ها زیر لوایش انجام می‌شود، کسی که از کشتن مورچه ابا داشت آدم می‌کشد، کسی که آدم می‌کشته دل‌نازک می‌شود و...
خلاصه این‌که متاسفانه در هر سه گروه، اکثریت شبیه اکثریت گروه‌های دیگر است.
در باب آن لطیفه نکته ریزی قابل طرح است: پراید در واقع یک ماشین آمریکایی است! پراید در واقع یک نوع فورد است که آمریکایی‌ها در اختیار کیاموتورز قرار دادند و با هدایت آنها موجبات پیشرفت کیا فراهم شد. در واقع رواج این لطیف خود لطیفه‌ایست!!
مقایسه ی جالبی بین ما و مردم آمریکا کردید. تازه طبق آماری که خوانده ام اما یادم نیست ، سهم زیادی ازین خودکشی ما ایرانیان در جاده ها نه به خاطر کیفیت پایین خودرو بلکه سرعت و سبقت غیرمجاز ، در کنار سهم غیراستاندارد بودن جاده ها هست. ولی درکل
این به نظرم حرکتیه که از دنیای مجازی پا رو فراتر نخواهد گذاشت، چون فضای عمومی مثل اینترنت نیست که شایعه ها به راحتی منتشر و باورپذیر بشوند.
پاسخ:
سلام
سهم خودرو در تلفات رانندگی ما 6٪ اعلام شده است که نرم جهانی آن 4٪ است... هرچند منتشرکنندگان این آمار هم در این روزها انگشت اتهام را به سوی خودرو گرفته‌اند!! و این خاصیت جامعه توده‌گراست. جامعه توده‌گرا، حکومت توده‌گرا می‌سازد، دین و مراجع دینی توده‌گرا می‌سازد و امثالهم...
من باهات نمی‌تونم موافق باشم... یعنی برعکس همیشه که خوشبینم این بار خوشبین نیستم و معتقدم پا را فراتر گذاشته است و خواهد گذاشت. چون یک پایش در فضای مجازی است و پای دیگرش که اصلی‌تر است در جاهایی مثل سیما است. راه‌اندازی آن برای سرگرمی نبوده است و تا جایی که راه بدهد ادامه خواهد داشت.
نشان به آن نشان که در فضای مجازی روزی نیست که کلنگ یک کمپین در رابطه با ایکس و ایگرگ بر زمین زده نشود اما هیچ کدام بیشتر از یکی دو روز دوام نمی‌آورد. ولی تداوم این یکی نشان می‌دهد علاوه بر داشتن زمینه‌های قوی‌تر (که جای بحث هم دارد) نیروی بیشتری هم پشتش هست.
سلام میله جان
+ آی گفتی آقا! آی گفتی! متاسفانه ما نشون دادیم که تا بوده همین بوده... قسمت زیادی از تاریخی که داریم، فرزند مشروع(!!!) همین فرهنگ و ملت بوده.
+ بدبختی اینه که مردم ما یه جوری هستن که اصلا انگار خودشون دوست دارن عوام فریبی رخ بده. انگار ازش لذت می برن. ما مازوخیست نیستیم واقعا؟
+ من خیلی از اطرافیان رو دیدم و می بینم که یه حرف یا یه پیام رو هیچ اعتقادی بهش ندارن، اما با همین ابزار تکنولوژیک، هر روز هزار تا از این دست پیام ها رو برای دیگران ارسال می کنن!
+ نمی دونم قضیه دقیقا چیه. شاید صرفا دنبال هماهنگ و همرنگ شدن ظاهری با جمع هستن. یعنی این انقد لذت داره؟
پاسخ:
سلام
یک) گاهی از فرصت‌سوزی مسئولین به حق می‌نالیم. اما همان زمان هم باید یادمان باشد که جامعه ما اصولن فرصت‌سوز است. الان دولت و ملت هر دو بر سر قبر کفش ملی و صنعت کفش می‌گریند و در تریبون‌ها و همین گروه‌های مجازی برای ایروانی و دیگر فعالان این عرصه مرثیه می‌سرایند درحالیکه به وقتش دولت و ملت دست در دست هم به مهر، بازار کفش را در اختیار چینی‌ها قرار دادند.
دو) بند دوم کامنتت را دوست داشتم. هم در سلوک فردی‌مان و هم در رفتارهای اجتماعی‌مان چنان نشانه‌هایی از خودمان بروز می‌دهیم.
سه) وای از بند سوم!! گاهی فردی درخصوص مطلبی که فرد دیگری منتشر کرده است واکنش نشان می‌دهد و چون و چرا می‌کند اتفاق جالبی می‌افتد؛ در اکثر مواقع گذارنده مطلب می‌فرماید من هم با شما موافقم! منتها توی یک گروه دیگر دیدم و به نظرم رسید جالب است شما هم ببینید!!
چهار) پدیده هایی به غایت اندیشه‌سوز است که می‌طلبد محققین اجتماعی روی آن کار نمایند البته وقتی از زندان بیرون آمدند! اما عجالتاً غیر از همنوایی با جمع که حتمن یکی از مولفه‌های اصلی است می‌توان به "فرصتی برای ابراز وجود" نیز فکر کرد. من فوروارد می‌کنم پس هستم! دیدید توی این گروه‌ها معمولن وقتی فوروارد نمی‌کنی مورد سوال واقع می‌شوی که: نیستی!!؟
1. این ابزار جدید احساسات گرایی مفرطی را که دچارش هستیم، تشدید کرده است. مدام همه چیز را فوروارد می کنیم برای همدیگر، و در بسیاری موارد اصلا از موضوع اساسی بی خبر یا کاملا ناآگاهیم.

2. اعصاب خردکن تر جایی است آدمی که اصلا نمی داند برتراند راسل چه کسی است اول هفته فرمایشات گهربار ایشان را برایت می فرستد و بعد آخرش هم اضافه می کند : " صبح شنبه تان پرتقالی باد! "
مطمئن باشید خیلی هایشان هم حتی نمی دانند این " روز پرتقالی " از کجا می آید!

3. یکی از دستاوردهای این حرکت های جمعی بی خشونت ـ چه بصورت سیاسی و چه اجتماعی ـ باید رسیدن به یک هدف مشترک و از همه مهمتر همبستگی باشد. اما می دانید که اینجا ایران است و ما تابع این اصول دست و پا گیر نیستیم! بنابراین آنهایی که پراید سوارند، زندگی شان را می کنند و برای آنهایی که اسپورتیج سوارند و کمپبین راه می اندازند، تره هم خرد نمی کنند. باور کنید نصف بیشتر آدمهای این کمپین اصلا پراید سوار نمی شوند و مطمئن باشید تصادفا اگر ایمنی پراید همپای مرسدس یا هر چیز دیگر شود و قیمتش هم مناسب باشد ملت ما باز هم خودروهای خارجی را ترجیح خواهند داد.

4. در تایید حرف مجید جان با اجازه تان فقط یک حرف از برشت نازنین می آورم: " آنان که از گذشته درس نمی گیرند، محکوم به تکرار آنند".
بله، می دانم اینجا ایران است و ما سیزیف وار محکوم به تکرار تاریخ!
پاسخ:
سلام
1- ابزارهای جدید مرا به یاد اره‌برقی می‌اندازد. در مدت کوتاه‌تری جنگل را می‌توان به بیابان تبدیل نمود! مبارکمان باشد.
2- وحشتناک است! مطلبی را دیدم که سرشار از شور و احساس نسبت به خدا و خالق هستی بود و منسوب شده بود به یک نویسنده لامذهب ضددین!! گاهی آدم فکر می‌کند یک عده، آگاهانه دارند برای ناامید کردن عده ای دیگر، از این طریق اقدام می کنند...گاهی برخی از انتساب‌ها به طنز می‌ماند!
3- در راستای همین بند3 عرض می‌کنم که نصف بیشتر کسانی که در گروه‌های کتابخوانی مثل ذرت بوداده بالا پایین می‌پرند اصلن کتاب نمی‌خوانند! فردی را دیدم در یک گروه تبلیغ کتابخوانی در معرفی یک کتاب که اتفاقن به خلقیات ما ایرانیان اشاراتی داشت با تاکید نوشته بود که بله از نکات منفی ما این است که احساسات‌مان بر عقل‌مان غلبه می‌کند...بعد همین فرد از قضا در گروه دیگری همگروه ما بود و اسیر یک موج احساسی و ...
4- یک شعری در این خصوص پانزده سال پیش گفته بودم که اگر این جمله برشت را آن موقع شنیده بودم مرتکب آن نمی‌شدم!
چند وقت پیش هم در یکی از همین شبکه های مجازی شایع شده بود که فلان شب سیاره مریخ آنقدر به زمین نزدیک می شود که اندازه اش به اندازه ماه خواهد شد و اگر به آسمان نگاه کنیم دوماه خواهیم دید. باور میکنید چند تا از همسایگان ما در شب مقرر شده بیرون آمدند تا این عجیب ترین پدیده قرن را شاهد باشند!!!
وقتی با نگاه تعجب انگیز من مواجه شدند گفتند تو را که همه می شناسیم، به هیچ چیز اعتقادی نداری!!!
اما من اعتقاد کامل دارم به اینکه...
پاسخ:
سلام بر یک دوست
بله رویت شد آن پیام و خندیدیم و چه زود همه‌گیر هم شد...
واقعن انگیزه سازنده این متن و متون مشابه چیست؟! چنین متن‌هایی کم نیستند... وحشتناک زیادند.
یعنی یک رند طناز بیکار در حال خندیدن به ماست!؟
یا اینکه فردی یا گروهی درحال تست وضعیت جامعه است!؟
بالاخره این متن‌ها از زیر بته که به عمل نمی‌آیند!!!!
حالا این موضوع ماه و مریخ خیلی خوبه... شب موعود فرا می‌رسد و برخی (!؟) می‌فهمند رودست خورده‌اند و البته ممکن است تا مطلب بعدی فراموش کنند و باز هم رودست بخورند که آن بحث دیگریست ولی گاهی این برساخته‌ها، زمان‌مند نیست و می رود در ذهن و روح و اعتقادات مردم می‌نشیند... اینها فاجعه است.
یاد تشرف فلان دانشمند مشهور از دنیا رفته به فلان مذهب افتادم!
سلام رفیق جان
خوبی؟
دلم تنگ شده بود برات
من که وبلاگ قبلیم رو مث اینکه یه جورایی ترکوندن
نمی دونم چرا


پاسخ:
سلام بر مسافر سابق
رسیدن به خیر. مسافرت‌تان طولانی شد.
یادمه که خودتان هم وبلاگ را به امان خدا رها کرده بودید... مثل اکثر وبلاگ‌نویس‌های موجود در پیوند من!!
به‌هرحال خوش آمدید.
سلام
عجب
ما که در این شبکه های اجتماعی نیستیم از شما میشنویم داستان رو
اما اکه دوستان کرفتار حافظه تاریخی مردم کتاب های اورول نشده باشند و در خاطرشان باشد. در دوران براید 8 میلیونی مبلغ نهصد هزار تومن هم شنیدیم و عجبا که باورمان شد
عجب!!!
پاسخ:
سلام
خیلی وضعیت رشک‌برانگیزی دارید
فکر کنم حافظه تاریخی را با تمام مشکلاتش بگذاریم داخل پرانتز و آهی بکشیم و بگوییم کاش در دبیرستان یا دانشگاه چند واحد عمومی در باب اقتصاد (خرد و کلان) داشتیم. باور کن حتا اگر بد هم ارائه می‌شد از این حالتی که متون و اخلاق و انقلاب پاس کردیم خیلی بهتر بود
سلام
اجازه؟
من احساس می کنم تو این مطلب یکم احساسی برخورد کرده اید...
...
راه اندازی سازمان شبکه های مجازی یا یک همچین چیزی را دیده اید. به نظرم تمام مطالب حتا جوک ها سازمان یافته است.
یک مطلبی خواندم در مورد اتفاقات اخیر خودرو که آن را توطئه ی خاندان هشت سال گذشته علیه الانی ها می دانست که در روزنامه ی دنیای اقتصاد دیروز چاپ شده بود.
پاسخ:
سلام
اختیار دارید... کامنت‌دونی محیط عمومی و متعلق به خوانندگان مطلب است و البته که می‌توان انتقاد کرد و من استقبال می‌کنم.
به نظر خودم درهنگام نوشتن این مطلب و زمانی که به آن فکر می‌کردم و حتا زمانی که در صفحات اجتماعی در این زمینه بحث کرده‌ام مطمئنن احساساتم تحریک شده است و جز این هم نمی‌تواند باشد. نمی‌توانم نسبت به چیزی که غلط می‌دانم بدون احساس باشم و هیچکس دیگر هم نمی‌تواند!
منتها اینکه در خود مطلب، جایی احساساتم موجب شده باشد که دچار کج‌فهمی و ...شده باشم حرف دیگری است و استقبال می‌کنم بدانم کجای کار ایراد دارد.
.......
قسمت دوم کامنت‌تان بیشتر در راستای مطلب من است که در آن احساسی برخورد شده است! کمی گیج شدم
راستی در مورد کفتری که سیگار می کشد به باورپذیری در داستان نویسی نگاه کنید. مثلی هست که می گوید وقتی می گویی فیلی رو دیدم که پرواز می کرد باورنکردنی ست اما وقتی بگویی فیلی را دیدیم که پرواز می کرد سطح باورپذیری را بالا برده ای. این گونه است...
جالب است که در پنین هم دیروز مطلبی در مورد کلمباین خواندم که البته اشاره اش به نام گلی بودن بود. زبان در قفا...
پاسخ:
سلام
اگر دوست داشته باشیم چیزی را باور کنیم، باور می‌کنیم و اگر دوست نداشته باشیم باور کنیم، باور نخواهیم کرد!!
سلام
خیلی وقت بود نیومده بودم وبلاگ شما...
داشتم عزیز نسین رو سرچ می کردم پنجمین لینک در گوگل سایت شما بود، حالا دیگر باید سایت بگم، بهتره :)
پاسخ:
سلام
بله...خیلی وقت گذشته است
اتفاقن فقط یک مطلب در مورد ایشان نوشته‌ام تازه آن‌هم یک اشاره کوتاه به یکی از داستانهای اوست ولی از همان مطلب کلی خیر می‌رسد
میله جان
من از روزی که فیس بوکم به فنا رفت، دوباره زاده شدم!
یک مدت بیماری این را گرفته بودم که برای همه دوستانی که سخنان نغز به اشتراک می گذارند وقت بگذارم و توضیح بدهم که به چه علت افلاطون نمی توانسته این حرف را زده باشه. که الحمدلله هیچ فایده ای هم نمی کرد. می دونی من از نواختن دولت و نظام خسته شده ام و بیشتر خود بی سوادم را می نوازم که یک فیلیستین بی همه چیزم. یعنی ما دچار این پز فرهنگ عالی در عین بی سوادی هستیم. یک مدت این داستان ها برای پیکان بود حالا دور گرفته ایم برای پراید یادمون می ره اونی که پا می گذاره روی پدال گاز خودمون هستیم.
راستی یک ای میل به من بده میله جان تا برات در مورد نظریه انتقادی توضیح بدهم برادر. اگر هم شما وقت کردی به من بگو چه نسخه ای از آناکارنینا را خوانده ای و نسخه شما چطور به پایان می رسه. مرسی. جمله اولش را هم به من بگی ممنون می شم. بعدا برات می گم چرا.
پاسخ:
سلام بر کامشین گرامی
یاد مولانا افتادم... مرده بدم زنده شدم
واقعن در این‌که بیشتر اوقات فایده ندارد این توضیحات و شبیه آب در هاون کوفتن است با شما موافقم. در عین حالی که خیلی راحت جوگیر می‌شویم به سختی تن به استدلالات دیگران می‌دهیم!
پز عالی و جیب خالی قدمت دیرینه‌ای دارد... حالا ورژن فرهنگی‌اش را هم مشاهده می‌کنیم. یکی از مشکلات این صفحات اجتماعی این است که خصایصی را که قبلن هم داشته‌ایم ولی به دلیل محدودیت ارتباطات متوجه گستردگی آن نمی‌شدیم (ولاجرم آرامش بیشتری داشتیم از این جهل!) حالا جار می‌زند و قرار از آدم می‌ستاند!
................
من ترجمه آقای جودی را خوانده‌ام.
جمله اولش این‌گونه بود (یکی از معروف ترین جملات در حوزه رمان و به‌خصوص در زمینه شروع داستان است) :
تمام خانواده های خوشبخت شبیه یکدیگرند, اما هر خانواده بدبختی به شکل خاص خود بدبخت است.
پایانش هم تا جایی که یادمه با سقوط آنا به زیر قطار به پایان می‌رسد.
در موردش اینجا نوشته ام:
http://hosseinkarlos.blogsky.com/1390/03/16/post-137/
و
http://hosseinkarlos.blogsky.com/1390/03/18/post-138/
چی بگم که گفتنی ها را گفته ای.
گاهی از دوستانم خواستم که یکی از این شبکه های اجتماعی رو روی گوشی نصب کنند تا بشه باهاشون راحت تماس گرفت و اونها قبول نکردند. البته چندتاشون اینطوری هستند. این روزها بهشون حق می دم. از بسکه مردم بدون ملاحظه هر چی به دستشون میرسه شر می کنن. بدون فکر و بدون در نظر گرفتن مزاحمتی که ایجاد می کنن.
پاسخ:
سلام بر شما
یعنی استاد استفاده‌های خاص از ابزارها هستیم!
خیلی باحالیم
یکی بر سر شاخ و بن می‌برید!
سلام
خیلی عالی و دقیق
پاسخ:
سلام بر دایناسور
اندک‌اندک جمع مستان می‌رسند
سلام
به نظر من لاجرم حامعه ای که در این شرایط مکانی و زمانی و... قرار دارد محبور است این گونه باشد و اگر به گونه ای دیگر رفتار کند باعث تعجب خواهد بود.
در این زمینه چیزی در صده اخیر ایران عوض نشده و" آبی است که به این صورت روی زمین ریخته شده است."
پاسخ:
سلام
باهاتون موافقم...این امکانات جدید موجب شده بیشتر به چشم بیاییم!
الان که این حادثه حج رو هم شنیدم کف کردم.
مدام داریم متعجب می شویم...
سوءتفاهم نشود. من کج فهمی نگفتم. گفتم احساسی...
پاسخ:
سلام
نه چه سوءتفاهمی
بابا من تحمل انتقاد رو دارم خیالتون راحت باشه
ممنون
آن وبلاگ باید رها می شد
ولی مستعار تر از مستعار جای دیگری داشتم می نوشتم
دست من برای وبلاگ نوشتن مثل دست امین تارخ در فیلم مجسمه است (اگر اشتباه نکنم)
پاسخ:
سلام
پس اینجا هم نیروهای خودسر ...
بله، اینجوری است که "درک رفتار مردم در زمان مشروطه و در زمان حرکتهای انقلابی گذشته بسیار راحت‌تر می‌شود."
پاسخ:
سلام
بله دقیقن همینجوری است. یک زمانی شبنامه و شایعه و (و البته روزنامه)... یک زمان دیگر باز شب‌نامه و شایعه (و البته بدون روزنامه)... یک زمان دیگر باز شب‌نامه و شایعه (این‌بار با تکنولوژی روز)... درکل با شب نامه و شایعه حال می‌کنیم.
سلام
این داستان قیمت واقعی پراید سال‌هاست که ورد زبون‌هاست. علت اصلی هم بی‌اعتمادیه.
من روزی چند بار قادر متعال رو شکر می‌کنم که سالم از خیابون رد می‌شم. خیابون‌های ما مصداق بارز آنارشی و تهاجمه.
من خودم نه از این گوشی‌های تلگرام‌خور دارم و نه روی لپ‌تاپ نصبش کردم. اما گاهی که همکاران مواردی رو نشونم می‌دن یه چیز تو این فضاها واضحه: سطح سواد رسانه‌ای عمومی به‌شدت پایینه. انگار دنیای ممکناته. هرچیزی به هرکسی منتسب می‌شه و هرکی هرچی دلش خواست می‌گه. ملت هم که مدام در حال فوروارد و لایک کردنن، با لبخندی ملیح.
پاسخ:
سلام
بی‌اعتمادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم تاثیر می‌گذارد در این مسئله... سرمایه اجتماعی در ایران داره با بحران کم‌آبی رقابت تنگاتنگی می‌کنه!
واقعن گاهی آدم حس می‌کنه بعضیا خیابان را با خیابان‌های بازی‌های کامپیوتری اشتباه می‌گیرند! و البته خیلی چیزهای دیگر را هم به همچنین.
.....
من دارم و از تجربه خودم میگم...حالا شاید بعدها مفصل‌تر نوشتم؛ یک زمانی برخی از هم‌وطنان نگاه می‌کردند ببینند کیهان یا سیما چی می‌گه تا باهاش مخالف یا موافق باشند (قبول دارم که راه درستی هم نبود!) اما حالا با این ابزارهای مدرن، هر حرفی از هر دهنی قابل بیرون آمدن شده است! یعنی چپ‌ترین حرف از دهن کسی که فکر می‌کنه خیلی راسته درمیاد و بالعکس... و این فراتر از پایین بودن سطح سواد رسانه‌ای است. خیلی ناامیدکننده است.
سلام. لطفا آدرس وبلاگ من رو از بلاگفا به بلاگ تغییر دهید.ممنون
پاسخ:
سلام

اصلاح شد رفیق. خوش آمدی.
سلام داداش
ما نفهمیدیم منظور شوما از این پست چی بود؟
الان دقیقا به کدوم مشکل اشاره کردید؟
پاسخ:
سلام برادر
زبان الکن که میگن همینه دیگه...
تقریبن به این که ملت خیلی ساده به یک چیزی ایمان می‌اورند و حاضر نیستند در آن شک کنند و مثل بولدوزر جلو می‌روند... درحالیکه فکر می‌کنند به سمت سمنان می‌روند سر از زنجان در‌می‌آورند.
گاهی مجبوریم آشغال بخریم تا زنده بمونیم و بتونیم مسافرت بریم و ... مجبوریم ... میفهمی ... ولی این یه بی مسولیتی بزرگه اگه در حال حاضر با این کمپین همراهی نکنیم و آشغال دست اول و نو بگیریم .
http://bananafish.blog.ir/
به بلاگ منم یه سر بزن وقت کردی
پاسخ:
سلام
درود بر غیرت آریایی‌ات مرد
هیچوقت آشغال نخرید. برای زنده ماندن و مسافرت رفتن راه‌های زیادی است. خرید آشغال هیچگاه راه‌حل نیست.
سلام
در هر حال از دست مردم عصبانی بودن بدترین کاری ست که میشه کرد .
وقتی اخبار درست که حق مصرف کننده است به هر دلیلی به موقع
به دست مردم نمی رسه ، شایعه از راه می رسه .
خوشبختانه هنوز توی ایران روشن ترها هم دست به اس ام اس اند و اینکار مختص عوام نیست مثل اینجا .
آذوقه ی خوب را یافتن هنر است دوست گرامی شما چطور از مردم انتظار دارید خودبخودی هنرمند بشوند ؟!

من یک ماه دیگه چهل و پنج ساله میشم
قبمت تمام شده لطفن ...
پاسخ:
سلام
عصبانی بودن از دست مردم... بد بودن این کار... واقعن الان بحث من این نیست که چنین حکمی می‌توان صادر کرد یا خیر. ولی بهانه برای عصبانیت زیاد است! خیلی زیاد!! خود این "مردم" معمولن از دست "مردم" عصبانی‌اند.
اخبار درست حق مصرف‌کننده است. در این شکی ندارم. اما گاهی به اخبار درست توجه نمی‌شود... شایعه لزومن نتیجه نبود اخبار صحیح نیست. به نظر می‌رسد درستی اخبار ربط مستقیم با پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب دارد، اگر در ذهن مردم این به صورت اصل درآمده باشد که مثلن حاکم‌شان شخصی است جنایتکار و چه و چه... شما اگر گلویتان را پاره کنید هم فایده‌ای نخواهد داشت! و اگر سالها بعد در ذهن مردم همان شخص، در هاله تقدس قرار بگیرد باز شما گلویتان را پاره کنید فایده‌ای نخواهد داشت. نمونه‌هایش را خودتان پیدا کنید!
هیچ آدمی خود به خود هنرمند نمی شود... اگر اراده ای برای حرکت به سمت هنرمند شدن نباشد چه باید کرد؟
در مورد قیمت تمام شده: اگر دقیق می‌دانستم عنوان می‌کردم. چون محاسبه قیمت تمام شده نیازمند دسترسی به اطلاعات متعددی است در شاخه‌های مختلف که من این دسترسی را ندارم. ولی همین‌قدر بدانید که فروش آن در داخل چندان سودی به همراه ندارد (آن هم با تیراژ تولید فعلی) فلذا پیش‌بینی من این است که پس از اجرایی شدن توافق و بسته‌شدن قراردادهای جدید با خودروسازان خارجی، این محصول از سبد تولید خارج خواهد شد.
آهان از اون جهت؟
پس چرا چیز رو پیوند زدی به چیز دادا؟
اینکه ملت هر حرفی رو باور می کنن دلیل میشه که برن هر آشغالی رو که روش زدن ساخت ایران خرید کنن. زود باور هستیم حاجی میلیاردر که نیستیم
پاسخ:
سلام
چیز به چیز خیلی مرتبط است! ساده‌اش این است که ملتی "اسلحه" را محکوم نمی‌کند که موجب قتل است (و به استدلال‌های جالبی که عنوان می‌شود توجه می‌کند وگرنه اولین کاربردی که از اسلحه به ذهن می‌رسد قتل است) و ملتی دیگر در مورد یک وسیله نقلیه چنین حکمی صادر می‌کند.
مردم هرچیزی که دوست دارند بخرند ، بخرند و اگر دوست ندارند نخرند... اتفاقن خیلی عالی است که درباره چیزی که می‌خرند تحقیق کنند. اما ویارگونه نگویند این آشغال است و آن آشغال نیست!
عجیب خلقی که ماییم
! حالا چرا از خودرو شروع کردیم!؟ اونم از پراید!؟
ما هنوز ابتدایی ترین حقوقمون رو نتونستیم زنده کنیم، سالانه نیم کیلو سم وارد بدنمون میشه(طبق گزارشات خودشون) تو لبنیاتمون روغن پالم و گریس و هزار کوفت و زهر مار دیگه میریزن، مدارسمون بیشتر شبیه طویلست تا مدرسه، قوانینمون هم که با معیارهای عصر جاهلی تدوین شده، حقوق ماهیانمون از گداهای سطح شهر هم که کمتره، منابع آبمون هم که در حال اتمامه، دخترا و زنانمون هم که رخسارشون زرد از آمران معروف و نهی از منکره.
یکی به من بگه اینجا چه خبره!؟
پاسخ:
سلام
می‌خواستم بنویسم که این مثال‌ها نشان می‌دهد آب در ظروف مرتبط ارتفاع یکسانی دارد! بعد دیدم بی‌انصافی است!! ظاهرن آب در برخی ظرف‌ها خیلی پایین افتاده است!
این که از خودرو شروع شده است به خودی خود اشکالی ندارد... بالاخره از یک جایی باید شروع کرد (باصطلاح). منتها حجم دروغ و عوامفریبی در این میان آدم را مشکوک می‌کند و تریبون‌هایی که در این راستا تلاش کردند و می‌کنند.
من که حس می کنم نفعی دارین این وسط
برای مثال یکی از ملزومات اصلی صنعت خودرو ورق هست ورق طی این سال ها کاهش قیمت شدید داشته کی توی خودرو خودشو نشون داده؟
پاسخ:
سلام
درست حس کرده‌اید حقوق می‌گیرم ازشون.
یک سوال از شما دارم:
ورق کی و کجا طی این سالها کاهش شدید قیمت داشته است؟! منبع شما در این گزاره "کاهش شدید قیمت" کجاست؟ خیلی علاقمندم این را بدانم. پیشاپیش از زحمتی که بابت اطلاع‌رسانی می‌کشید متشکرم.
ببینید این حالا بیست و هشت نفر کامنت گذار را در نظر بگیرید به عنوان جامعه ی آماری کوچک وبلاگتان و آن را تعمیمبدهید به کل جامعه. از منظر جامعه شناسی که استادش هستید به این مسئله نگاه کنید. (آخ که چقدر دوست داشتم رفتارشناسی انسان می خواندم مثلاً)... از بین این بیست کامنت به طور میانگین (اگر دو سه کامنت خودم و دوسه کامنت تکراری دیگر را درنظر بگیرید. یعنی اگر نفر حساب کنیم نه کامنت) فقط یک تا دونفر با نظر شما مخالف است. (چقدر دوست داشتم اینجا کامنت نگذارم چون اقلیتم و ساز مخالف زدن سخت). لذا من به نظر نقیه حالا نه همه شان که مثلا به رفتار و گفتار هفتاددرصد این جامعه ی آماری کوچک مشکوکم. آن ها صوری با شما موافقند اما درونشان چیز دیگری ست. اما آن طور که شما گفتید توده اند. من تعجب می کنم. یعنی همه ی این ها مخالف مثلاً تلگرامند؟؟ یا از ان استفاده نمی کنند؟ پس این همه جوین شده های تلگرام کیا هستند؟ و این همه کپی پیست ها از کجا می آیند؟؟ به زبان گفتن آسان است برادر. اما و اما اگر به واقع این گونه است که کامنت گذارانتان گفتند باید بهتان تبریک گفت بابت این دوستان خاص!!!
داخل پرانتز؛ اعتراف نامه: من یکی که از تلگرام راضی ام. استفاده از این شبکه ها مثل استفاده از ماهواره می ماند. مفید و غیرمفید. همین تلگرام باعث پیوند ما خواهران که هر کدام یک ور دنیاایم شده است. دوری و نزدیک به ثانیه ای بند است...
درمورد خودرو و بحث های آن صحبت های زیادی شده است. من نه موافقم و نه مخالف. به دید بی طرف نگاه کنید. از این بابت گفتم احساسی نوشته اید چون خودتان در بطن ماجرا هستید و از این مبحث زیان دیده اید و مثلا تعطیلی یا تعدیل نیرو ممکن است امنیت شغلی تان را تحت شعاع قرار دهد به واقع نمی شود خیلی روی مطلبتان دقیق شد. اما خداوکیلی کلاهتان را قاضی کنید واقعاً این پراید یا چه می دانم پژو دویست و شش و امثال آن سوای رانندگی بد هموطنان و کیفیت نامناسب جاده ها امنیت جانی دارد؟ کیفیت محصولتان تضمین شده است؟ مناسب سفر برون شهری هست؟ تا چه میزان روی تصادفات احتمالی امکانات تعبیه شده است؟ آخه واقعاً این وانت پراید چیه که تولید شد؟ کارخانه ی تولید اسباب بازی است. می گویند خارجی بخرید. همین چینی ها مثلاً جک و جانور و جیلی میلی بخدا می ارزند به خودروی داخلی مان اما این را درنظر داشته باشید کدام خودروی خارجی بیست ملیون است؟ پس قضیه ی توان مالی هم مهم است. بخاطر ارزانی اما نباید کیفیت را خراب کرد. می خواهم بگویم از دید یک مدیر کنترل کیفی هم به قضیه نگاه کنید لطفاً. آجرکم الله...
یک مطلب پانوشت دیگر: عده ای می گویند قرار بود این طور شود. کارخانجات خودروسازی در مرز ورشکستگی بودند. این کمپین و این ها صوری است. بعد تحریم که بازار ورود خودروی خارجی ممکن شد رونق بگیرد این کمپین صوری را راه انداختند که بگویند مردم باعث شدند وگرنه موضوع چیز دیگری ست...
پاسخ:
سلام
ضمن تشکر از زحمتی که بابت بیان نظرتان کشیده‌اید مواردی که به نظرم رسید چنین است:
1- از تعداد 28 کامنتی که تا آن زمان ارسال شده حدود 25٪ حاوی احوال‌پرسی و اعلام آدرس وبلاگ است. حدود 25٪ هم نظراتی است که به نوعی مخالفت با نظرات من است. 10 درصد هم سوالاتی بدون موضع‌گیری است و حدود 40٪ هم موافقینی هستند که عمومن برای موافقت‌شان دلایلی و شواهدی ذکر کرده‌اند. به نظر من اینطور نیست که به صورت صوری با من موافق باشند.
2- من خودم از کسانی هستم که در تلگرام حضور دارم و منتقد نحوه حضور و نحوه استفاده اکثریت از این ابزار هستم. حتمن تایید می‌فرمایید که استفاده ارتباطی نظیر آنچه که شما اشاره کردید درصد بسیار پایینی از نوع استفاده‌ایست که از این ابزار می‌شود.
3- در باب خودرو بنده هنوز زیانی ندیده‌ام و حتا امنیت شغلی‌ام نیز به خطر نخواهد افتاد چون با توجه به قانون کار و تخصص خودم و نوع قراردادم در بدترین شرایط هم آسیبی نخواهم دید و البته این دلیل نمی‌شود نسبت به آسیب احتمالی نسبت به دیگران حساس نباشم.
4- این‌که به واسطه شغلم نمی‌توان بر روی مطلب من دقیق شد از اون حرفاست! حرف من ساده است: آمریکایی‌ها در خصوص ابزاری مثل اسلحه چه رویکردی داشتند و ما چه رویکردی به خودرو داریم. و اینکه چه‌قدر ساده می‌توان در این جامعه موج ایجاد کرد. این مطلب چطور با نوع شغل من زیر سوال می‌رود؟
5- تعریف شما از کیفیت چیست؟ این سوالی است که معمولن برای دوستانی که در این زمینه از من سوال می‌پرسند مطرح می‌کنم و البته طبیعتن جوابی درخور نمی‌گیرم. کیفیت می‌تواند تطبیق یک محصول با استانداردهایی که در رابطه با آن محصول مورد وفاق است، با درنظر گرفتن هزینه‌ای که بابت آن محصول می‌دهیم باشد.
6- طبیعی است که مصرف‌کننده با عنایت به نوع کاربری خود میزان هزینه مشخصی را مد نظر قرار می‌دهد. شما اگر از گوشی همراه فقط بخواهید به عنوان تلفن استفاده کنید یک هزینه‌ای می‌کنید و اگر بخواهید از اینترنت بهره‌مند شوید یک هزینه دیگر... اگر اهل وبگردی و مجازبازی و عکاسی و غیره نباشید قاعدتن نمی‌روید یک گوشی هشت هسته‌ای بخرید! کاری که البته ما عمومن در مورد اکثر لوازم و ابزار و وسایل عکس آن را انجام می‌دهیم و فکر می‌کنیم پول بیشتری داده‌ایم و جنس باکیفیت‌تری خریده‌ایم.
7- شما از "امنیت جانی" می‌گویید. عرض کنم خدمت‌تان که فاکتور امنیت جانی در خودرو با یک تست استاندارد به نام تست crash انجام می‌شود. خودرو را به همراه آدمک‌هایی که در داخل آن گذاشته‌اند و به آدمک‌ها انواع سنسورها اتصال دارد در چند وضعیت مختلف به دیواری بتونی می‌کوبند و باصطلاح شرایط تصادف را شبیه‌سازی می‌کنند و میزان ضربات وارده به نقاط حساس آدمکها را اندازه‌گیری و در نهایت خودرو را ارزیابی می‌کنند. جهت اطلاع عرض کنم که این تست در داخل کشور انجام نمی‌شود و خودروهای داخلی برای این آزمایش خودرو را به آزمایشگاه‌های اروپایی ارسال می‌کنند. می‌دانید طبق استاندارد اروپا این تست با چه سرعتی انجام می‌شود!؟ 64 کیلومتر در ساعت!! عرض کنم که برای تامین امنیت جانی مصرف‌کنندگان ایرانی در سرعتهایی که می‌بینیم و می‌شنویم می‌بایست صرفن از خودروهای زره‌پوش نظیر تانک بهره برد! در همین شهر تهران خودروهای 5 ستاره در تصادفات تلفات داده‌اند...
8- سرنشینان هر خودرویی در صورت استفاده نامطلوب و رانندگی خطرناک، در معرض خطر قرار می‌گیرند. نگویید پورشه و غیره به تعداد انگشتان دست تلفات داشته‌اند! طبیعی است که تعداد تلفات خودرویی که چند میلیون از آن در حال تردد است به نسبت خودروهای کم‌تعداد بیشتر است. توجه داشته باشید که از نظر میزان تصادفات (صرفن تصادف) ایران در انتهای جدول است و فکر کنم فقط یک کشور آفریقایی پشت سر ماست! آیا با انگشت نشانه رفتن به سمت خودرو مشکل تعداد تصادفات حل می‌شود!؟
9- مشکل وانت پراید چیست!؟؟ آیا شما برای استفاده آن را خریده‌اید و جوابگوی نیازتان نبوده است؟ قطعن اینگونه نیست. برای مصارف سبک داخل شهری اتفاقن گزینه بسیار خوبی است. البته از این تیپ انتقادات در فضای مجازی زیاد است و مایه تاسف... کاش از کسانی که استفاده می‌کنند سوال می‌کردید. همین تیپ هجمه‌هاست که آدم را مشکوک می‌کند؛ دمپایی جلوبسته! اسباب‌بازی!
10- معیار شما دقیقن چیست که می‌گویید خودروهای چینی "به خدا" ارزشمندتر هستند؟
11- پانوشت ما را ترکاند! واردات خودرو که در اوج تحریم‌ها انجام می‌شد و برداشته شدن تحریم‌ها تغییری در آن ایجاد نمی‌کند. کارخانجات خودروسازی در مرز ورشکستگی بودند چون مدیرانی به انتخاب مردم (حالا حواشی آن به کنار) بر مصدر امور بودند که همه‌چیز را به مرز ورشکستگی رساندند. اتفاقن بعد از تحریم‌ها فرصتی است که آب رفته به جوی بازگردد و از همکاری‌ها و مشارکت خودروسازان خارجی تکانی به این صنعت داده شود. لذا باز شدن فضا قطعن به سود خودروسازان است تا واردکنندگان. حالا بر فرض اینها ورشکست بشوند... واقعن چه منفعتی خواهند برد اگر اثبات نمایند تقصیر مردم بوده است این ورشکستگی!!!!
12- در فضایی که ایجاد شده است (و چنانچه پیش بروند) مخالفان دولت سود خواهند برد، واردکنندگان و سهام‌بازانی که در کمین نشسته‌اند و امثالهم سود خواهند برد و البته مردم ایران هم به واسطه تشفی غریزه دیرینه مخالفت با قدرت حاکم سود خواهند برد! و البته بنده حقیر هم سود می‌برم که با نوشتن مطلب‌های هیجانی خوانندگانم را حفظ خواهم نمود. کمپین مچکریم!
سلام.چطور است که تحریمها اثری روی تیراژ خودروهای ساخت داخل نگذاشته؟! و چگونه است که خودرو ساخته شده ولی از روز اول ترخیص نه بوق داشته و نه صندلی؟!
پاسخ:
سلام
چطور تاثیر نگذاشته است!؟ از چهار پنج سال قبل به دلایل مختلف که یکی از آنها مسئله تحریم‌هاست تیراژ تولید پایین آمده است.
تا حالا از کارخانه خودرو تحویل گرفته‌اید؟ قبل از تحویل خودرو و در حضور تحویل‌گیرنده برخی وجوه عملکردی نظیر عملکرد چراغ‌ها، برف‌پاک‌کن، بوق و شیشه‌بالابر و تنظیم صندلی‌ها و غیره کنترل و تحویل صورت می‌پذیرد. چطور ممکن است خودروی بدون صندلی تحویل داده شود!؟ البته محتمل است خودرویی دارای نقص فنی باشد و بعد از تحویل خودش را نشان بدهد که خودروساز می‌بایست طبق تعهدات گارانتی عمل نماید (این قسمتش را قبول دارم که پاشنه آشیل این سازمانها، نمایندگی‌ها و خدمات بعد از فروش آنهاست که بسیار ضعیف، با برخوردهای نامناسب و بعضن دلال‌مسلک عمل می‌کنند).
اما انصافن این نقص‌ها در مقابل نقص‌های دیگرمان چه‌قدر است؟ (توجیه نیست آنچه در پی خواهد آمد بلکه فقط سوال است...چون شما هم سوال کردید) چگونه می‌شود درصد قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ما در همان زمان تحویل مدرک، بی‌سواد باشند!؟ چگونه می‌شود دانش‌آموز دبیرستانی ما فارغ‌التحصیل شود و در همان روز اول تحویل به جامعه فاقد مهارت‌های اولیه زندگی اجتماعی باشد!؟ (و چون اینجا بیشتر یک وبلاگ ادبی است چگونه می‌شود این فارغ‌التحصیلان حتا یک رمان یا یک کتاب غیردرسی نخوانده باشند!؟) خب همین فارغ‌التحصیلان هستند که وارد صنایع و مشاغل خدماتی می‌شوند... همین مردم... خودروسازان که از مریخ هبوط نکرده‌اند!
سلام به فرواک و میله ی بدون پرچم

می خواستم به فرواک عزیز بگویم اتفاقا من دنبال کامنتم می خواستم بنویسم که چون جو کمپین درست کردن در این گروه های اجتماعی حسابی داغ است از میله اجازه می خواهم یک کمپین ضدتلگرام ـ چون مثل درخت ابدی من هم جز هیچکدام از این گروه ها نیستم ـ راه بیاندازم و از همین جا دنبال طرفدار بگردم که لایکم کنند!

اما منصرف شدم، به همان دلیل ساده ی شما! اینکه جز اقلیتم و الان این همه آدم علاقمند به تلگرام و ابزارهای دیگه اعتراض می کنند به اینکه مشکل ابزارهای ارتباطی نیست، اشکال از نوع استفاده ی ماست!

در این سال ها آنقدر این حرف را شنیده ام که به نظرم از خود حقیقت هم حقیقی تر شده است.
این حرف درست، اما چرا هیچکس تلاش نمی کند این نوع استفاده ی خاص از این ابزار را تغییر دهد؟

از سهولت در ارتباط با دوردست ها و آدم های گم کرده و تازه یافته که بگذریم و آن را مهمترین دستاورد تلگرام و دیگر گروه ای ارتباطی بدانیم به نکته ی عجیبی می رسیم: خود این ابزار کاربرد اصلی خودش را نفی می کند؛ مدام از حال هم، حتی آدم هایی هم که چندان علاقه ای به آنها نداریم، باخبریم و این یعنی از بین رفتن یک اصل مهم زندگی: حفظ حریم خصوصی!

حالا بگذریم از مشکلات عدیده ای که شنیده ام این همه صمیمیت و ارتباط نزدیک ایجاد می کند!

و از همه خوشمزه تر این است که خیلی آدم ها رویشان نمی شود گروهی را ترک کنند و اگر هم این کار را بکنند دوباره add می شوند!
یعنی یا مرگ یا تلگرام!!!

با آن قسمت از کامنت خانم منیر گرامی هم موافقم که اینجا همه حتی روشنفکرهای نخبه مان هم خودشان را بدجوری گرفتار این وسایل کرده اند؛ شنیده ام قضیه در خیلی از قسمت های دنیا واقعا به این شوری نیست! این همه اطلاع رسانی با تلگرام و چیزهای دیگر؟!!!

دیگر چه کسی به روزنامه و مجله نیاز پیدا می کند؟

ضمنا به عنوان عضوی از این جامعه ی آماری، اعلام می کنم که در خیلی جاها اختلافات بسیاری با جناب بدون پرچم دارم و مثلا برخی محافظه کاری های معمول ایشان را نمی پسندم؛ چیزی که یک عمر است به مجله ی فیلم می گوییم و آنها هم کار خودشان را می کنند!!
پاسخ:
سلام
ما در زمینه استفاده و عملکرد درست مسبوق به سابقه هستیم و شعر هم ساخته‌ایم که اگر بخواهیم آن بیت معروف را به این قضیه برگردانیم می‌شود:
تلگرام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست در تلگرامی ماست
در مورد حریم خصوصی اصولن یکی از کارکردهای ابزارهای جدید همین است که هیچ‌کس تنها نباشد! که خودش بحث طول و درازی دارد.
برخی تبعاتش را اشاره کردید که مهمترین آن همین سطحی شدن مطالعات است. ما که وضعمان قبل از این تعریفی نداشت، بعد از این چه خواهد شد!!
محافظه کاری گاهی خوب است چون تداوم خوب است!
داداش تو داری درباره ی خریت ملت (که البت بنده و شوما هم جزوشون هستیم) سخنرانی می کنی
یا
در دفاع از قیمت تموم شده ی پرایت؟
اگه حرفت درباره ی جزء اول سواله که اصلا شک توش نداشته باشه... این ملت الاغند و الاغ خواهند ماند
اما درباره ی قیمت تموم شده ی خودرو یه چیزی رو بگم که شاید علمی هم نباشه ولی حرف دل اون کسانی هست که جزئی از این کمپین شدن:"
اگر قراره پراید با قیمت یاریس به دست مصرف کننده ی ایرانی برسه ما ترجیح می دیم که کل کارخونه های خودرو سازی رو درشون رو گل بگیرن و کارگراو خونواده هاشون هم از گشنگی بمیرن"
داداش مرگ یه بار شیون هم یه بار! ما اگر صنعت داخلی نخواهیم کی رو باس ببینیم؟
اصلا هم بحث این نیست که فلان خودروی داخلی توی عراق و سوریه چن فروخته می شه؟ از منظر علم اقتصاد اگر دوست داشتی بحث رو ادامه بدی توصیه می کنم این کتاب اقتصاد برای همه دکتر سرزعیم رو نگاهی بیاندازی تا ببینی کارخونه ی خودرو سازی که ضرر می ده (یا در آستانه ی ورشکستگی هست) اگر بخواهیم با رانت گمرکی بالای خودروی خارجی و چه و چه نجات بدیم چیزی جز هدر دادن منابع اقتصادی (که اتفاقا در کشور ما کمیاب هستند و گران قیمت) حاصل ش نخواهد بود
حالا شوما برو هی از خودروساز داخلی تعریف کن. مرگ بر خودروساز داخلی و مرگ بر کسانی که تبلیغش رو می کن
دورود بر هر چی فاشیسته
پاسخ:
سلام
1- در کامنتدونی سوالاتی طرح می‌شود که گاه موضوعاتی غیر از موضوع اصلی متن طرح می‌شود که بد هم نیست.
2- من البته مردم را اینگونه خطاب نکرده‌ام و نخواهم کرد. مگر به این مردم چه آموزش‌هایی داده شده است که از آنها انتظار داشته باشیم؟
3- همانطور که گفتید حرفتان حرف دل خیلی‌هاست (موافقم) ولی علمی نیست (این را هم موافقم) علمی نیست چون قیمت یاریس همین الان در بازار بین 110 تا 120 میلیون تومان است و با احتساب تعرفه 40 درصدی و سود واردکننده و تمام هزینه‌های دیگر، اگر 100٪ هم بگیریم در شرایط تعرفه صفر و چشم‌پوشی واردکننده از سود کلان، این خودرو کمتر از 60 میلیون تومان به دست مصرف‌کننده نخواهد رسید. خب الان این قیمت چه تناسبی با قیمت پراید دارد!؟
4- کس خاصی را برای آن خواسته نباید ببینید. بهتر است که در این زمینه اقتصاد مطالعه دقیق‌تری بکنیم و ببینیم در کشورهای دیگر چگونه عمل می‌کنند... آیا آنها هم به همین سادگی حاضر خواهند شد از بخشی از تولید ناخالص ملی خود چشم‌پوشی کنند؟ تبعات اقتصادی پایین آمدن تولید ناخالص در پایین آمدن درآمد سرانه و قدرت خرید و غیره و ذلک چیست؟ (اجتماعی‌اش بماند!) با این رویکرد فقط باید نفت و مواد خام صادر کنیم و بعید می‌دانم رویای یاریس‌سواری هم محقق شود!
1. اگر رای گیری هم بحساب بیاوریم باز اکثریت آرا همان موافق هان که اگر آن ها هم دلایلی برای موافقت دارند دیگرانی هم که مخالفت نمودند هم دلایلی دارند.
2. نخیر. تایید نمی کنم. حالا دیگران آن ور و این ور دنیایی ندارند مشکل من نیست که
3. مثال عرض کردم. مثال: من هم مثلاً اگر در کارخانه ی سوسیس سازی یا لبنیات بودم و در سمت مسئول فنی، ازشون دفاع می کردم چون ممر زندگی م از آنجا تامین میشود.
4. بنطرم مثال اسلحه اصلا با ماشین هم خوانی ندارد. موضوعشان جداست. با این موضوع که به راحتی می شود موج ایجاد کرد موافقم.
5. منظور من از کیفیت، امنیت خودرو است. شوخی نیست که. ماشینه زیر پامون. اینکه وقتی نشسته ام داخل ماشین و در با حداقل رانندگی می کنم یا کنار راننده نشسته ام بدانم اگر تصادفی هم رخ داد این در یا کاپوت مچاله نخواهد شد. اینکه بدانم ایربگم باز خواهد شد. ترمزم کار خواهد کرد. نه اینکه با سرعت سی برانیم و جزیی تصادف کنیم اما چراغ جلو و سپر به باد برود. کیفیت یعنی خیال راحت استفاده کردن چیزی. نه اینکه ماست بخوری و طعم روغن ماشین حس کنی یا آب معدنی ای که نیترات داشته باشد بریزی شکمت و به به چه چه راه بینداری که ببین ما چه آب گوارایی داریم و زنده باد خودکفایی.
6. این هم از آن حرف هاست ها!! که هرچقدر پول بدهی آش می خوری...خودروی باکیفیت مطلوب بسازید گران بفروشید. توان مالی نداریم، نمی خریم، عوضش این همه به بار ترافیکی اضافه نمی شود. راستی هیچ به این شماره ی پلاک ها دقت کرده اید؟؟ 99 هم دارد تمام می شود. یک حساب سرانگشتی نشان می دهد سالانه در همین تهران دو ملیون ماشین پلاک می شود که سهم عمده اش برای خودرو داخلی ست...
7. 64 کیلومتر؟؟ بعد آن وقت حداکثر سرعت در اتوبان داخلی صد و در اتوبان صد و بیست... فکر نمی کنم هیچ بخت برگشته ی پراید سواری این را بداند. چه بسیار پرایدهایی که از بی ام دبلیو ها توی اتوبان سبقت می گیرند با سرعت صد و بیست...بعد من می گم اسباب بازی شما بهتان برمی خورد.
8. نگفتم تنها عامل خودروست. گفتم علاوه بر بدرانندگی کردن هموطنان و بدی جاده ها. پورشه و لامبورگینی هم اگر خسارت می دهد و مرگ بخاطر سرعت دویست راندن توی خیابان است. با همین ماشین ها هم در اتوبان های سرعت آزاد خارجه هم این طور وحشیانه نمی رانند.
9. دمپایی جلو بسته اینو نشنیده بودم. آقا همین وانت عزیز دردانه ی پراید قیچی شده بخدا نتونست دو فروند کتابخانه ی بدون کتاب من رو جابجا کنه. به پت پت افتاده بود...
10. وقتی سرعت مطمئنه ی پراید نازنازی که بالای پنجاه درصد ماشین های کل کشور رو تشکیل میده 64 کیلومتر باشه، این چینی ها می ارزند که هم خوشگلند، هم خوش نشست هستند، هم باتوجه به پولش امکانات زیاد دارد و هم امن. البته امنیت را خیلی مطمئن نیستم.
11. وای چه بحث نفس گیری شد. بله من هم می گم کمپین مچکریم. چون همین یک دو کامنت در اینجا گذاشتن آمار بازدید وبلاگمان را برده است بالا، بالابردنی
پاسخ:
سلام
1- حالا که تعداد مساوی شده است! بحث عدد و رقم به کنار، شما فرمودید که آنها صوری موافقند و به دلایل آنها توجهی نکردید(در باب تلگرام).
2- خب، اینگونه که می‌فرمایید شما دارید از تلگرام استفاده صحیح می‌کنید. بحث دوستان این بود که اکثریت استفاده دیگری می‌کنند. چه چیزی را تایید نمی‌کنید!؟
3- نقاط ضعف استدلال‌هایم در مطلبی که نوشتم کجاست؟ آیا صرفن شغل من دلیل می‌شود که "نتوان در مطلب دقیق شد"!؟ ظاهرن بنا دارید در همین دیالوگ‌ها هم دقیق نشوید و دقیق نخوانید. توصیه من به خودم و شما و همه دوستان این است که دقیق بخوانیم. اگر کم هم می‌خوانیم لااقل دقیق بخوانیم.
4- کارکرد معمول اسلحه کشتن است اما در یک جامعه توسعه‌یافته بر انگشتی که روی ماشه قرار می‌گیرد تاکید می‌شود اما در یک جامعه توسعه‌نیافته درخصوص آمار تصادفات فرافکنی می‌شود. واقعن چرا این مقایسه غلط است!؟؟
5- احساس امنیت با این امواج بالا و پایین می‌رود. قبول ندارید!؟
6- انواع و اقسام خودرو با امکانات متفاوت و قیمت‌های متفاوت در بازار هست. تحقیق کنید و بخرید.
7- توصیه می‌کنم هر مطلبی را با دقت بخوانید. تمام خودروها با سرعت 64 کیلومتر تست می‌شوند. این عدد را برای پراید نگفتم که آن را پایه استدلال قرار داده‌اید و ... از اسباب بازی خواندن و غیره دلخور نمی‌شوم ولی از سرسری خواندن چرا.
8- من هم به تعداد تصادفات اشاره کردم و گفتم که این آمار خیلی وحشتناک بالاست. طبق آمار نهادهای انتظامی که اتفاقن از منتقدین خودروسازان هم هستند 6درصد تصادفات عامل خودرویی دارند.
9- توان باربری این خودرو حدود 400 کیلوگرم است.
10- باز هم چون با دقت نخواندید نتیجه گرفتید سرعت مطمئنه پراید فلان است، پس چینی‌ها بهترند!!
11- نوش جان! این مباحث الان روی بورس است و کسی که همراه جماعت باشد بهره‌مند خواهد شد و کسی که بخواهد حرف دیگری بزند، دلایلش یا نادیده گرفته می‌شود یا دقیق خوانده نمی‌شود و یا...
سلام
دلایل فرواک را قوی تر می بینم. شاید اگر شما شغلتان چیز دیگری بود و ربطی به خودروسازی نداشت و در این مخمصه سودی و زیانی عایدتان نمیشد اینگونه دفاع نمیکردید. وقتی به دلایلتان دقت میکنم بیشتر از منطق ترس می بینم.
پاسخ:
سلام
لطفن نیت‌خوانی نکنید دوست عزیز.
شما نقاط قوت استدلال‌های خانم فرواک و نقاط ضعف دلایل مرا بنویسید. متشکر می‌شوم اگر این کار را انجام دهید تا بلکه بنده هم روشن شوم.
سلام
ببینید دوست من، شما یک جاهایی دارید سفسطه میکنید، دلیل نمی آورید. اینکه تمام خودروها با سرعت 64 کیلومتر تست میشوند، اصلآ به این معنا نیست که با آنها نباید بیشتر از 64 کیلومتر رانندگی کرد. این سرعت را شاید بشود سرعت مطمئنه ی ایده آل گفت که در صورت بروز تصادف کمترین آسیب به سرنشینان آن وارد می شود. حالا شما هر چقدر به سرعت خود بیفزایید درصد این آسیب بیشتر می شود. با توجه به این مسئله و ضریب ایمنی پراید در مقایسه با خودروهای با ایمنی بالا، رانندگی با پراید در سرعت بالای 64 کیلومتر، احضار فرشته مرگ را در پی دارد، اما در خودروهای خارجی با ضریب ایمنی بالا احتمال مرگ و نقص عضو بسیار کمتر می شود.
در مورد مقایسه کارخانه اسلحه سازی با خودرو پراید خدمتتان عرض کنم کارخانه های اسلحه سازی بهترین اسلحه را می سازند و باز هم با ضریب خطای بسیار کم، نه مثل اسلحه های عهد تیغ علی شاه ما، که پا را نشانه میگیری مغز سرش متلاشی می شود
بگذریم... ضمن اینکه کافیست به آمار مثلآ همین کشور آمریکا در رابطه با میزان مرگ و میر آدمها در درگیری های مسلحانه نگاه کنیم.آیا قابل مقایسه با میزان کشته شدگان در تصادفات رانندگی ما هست؟ باور کنید اگر به هر دلیل ( حتی نفهمی و بی شعوری مردم) تعداد تلفات درگیری های مسلحانه به اندازه تلفات تصادفات ما شود، شک نکنید که ظرف 24 ساعت تمام کارخانه های اسلحه سازی را تعطیل میکنند و حمل سلاح را ممنوع.
شما میگویید خودرو پراید با این کیفیت برای قشر متوسط ساخته می شود! آیا واقعآ با توجه به ضریب ایمنی این خودرو، به نظر شما دارید به این طبقه لطف میکنید یا خیانت؟ درست است من شاید مجبور بشوم یک روز از سر ناچاری پراید بخرم، اما میدانم زمانی که خانواده ام سوار این ماشین بشوند چه خطری در انتظار آنهاست. فقط میدانم در صورت بروز فاجعه شما هم در این جنایت شریکید.
پاسخ:
سلام دوست عزیز
1- مگر من گفتم بیش از 64 تا نباید رفت!؟؟ شاید بهتر بود حرفی از سرعت تست نمی‌زدم چون اصل مطلب که داشتن استاندارد ایمنی متناسب با کلاس خودرو و قیمت آن بود محو شد! شما و دیگر دوستان از ایمنی پایین سخن می‌گویید، من حرفم این است که برای نشان دادن ایمنی پایین باید به استانداردها و تست‌های مربوطه استناد کرد نه احساسات شخصی که می‌دانیم در این روزگار چگونه قابل تحریک و تهییج است.
2- با نوع رانندگی ما خودروهای به قول شما با ایمنی بالا هم تلفات دارد. پژو206 سالها جزء خودروهای محبوب اروپا بوده است چرا آنجا چنین تلفاتی نداشته است. خودروهای هندی را ببینید که اصلن از لحاظ ایمنی قابل قیاس با خودروهای داخلی ما نیستند اما تصادفات و تلفاتشان با ما قابل قیاس نیست.
3- شما اصلن متوجه مقایسه واکنش مردم به اسلحه در آمریکا و واکنش مردم به خودرو در ایران نشدید.
4- امیدوارم هرموقع خودرو خریدید (حالا هر خودرویی) با دقت و رعایت قوانین رانندگی حافظ جان خودتان و سرنشینان خودرو باشید. در صورت عدم رعایت این موارد پیدا کردن شریک جرم برایتان سودی نخواهد داشت.
حقوق چندین میلیونی می گیرید و رمان می خوانید و آشغال دست مردم می دهید و طلبکار هم هستید. چه خوب دستتان رو شد که سر در آخور خودروسازان دارید و باید هم دفاع کنید. مشکلتان با رئیس جمهور سابق غیر از این بود که جلوی مافیای شما ایستاد؟ هنوزم نسبت به ایشان کینه دارید اما بدانید این بار ملت بیدار است
پاسخ:
ادبیات شما جواب خاصی ندارد.
معنای در مقابل مافیا ایستادن را در همه زمینه‌ها با گوشت و پوست‌مان احساس کردیم! همان آقا و اعوان و انصارش در انتهای دوره اصلاحات (که تازه خودروسازان در مسیر همکاری مشترک با رنو و تولید خودروی جدید و همزمان افتاده بودند که راهی بود که در صورت تداوم منجر به نتایج مفیدی می‌شد) بیان می‌کردند مردم ما لیاقتشان خیلی بیشتر از رنو است و قرارداد ال90 را خیانت‌بار خواندند و احتمالن امثال شما هم برای ایشان دست زدید و تکبیر گفتید! دقیقن مشابه الان! نتیجه مدیریت ایشان چه بود؟ جوان 27 ساله‌ای را گذاشتند در راس... فردی که از افتتاح چادر عرضه محصولات فرهنگی هم نگذشت و مدام روبان پاره کرد اما سبد محصولات روز به روز خالی و خالی‌تر شد و کار را به جایی رساند که می‌بینیم. زمین سوخته‌ای برجا گذاشتند که روییدن چیزی در آن به معجزه می‌ماند. و جالب است که دقیقن در زمانی که امیدهایی برای وقوع معجزه به چشم خورد همانها با همان گفتار و ادبیات 10 سال قبل مدعی کیفیت خودرو شده‌اند!!! و عده‌ای از مردم هم با توجه به زمینه‌های موجود در همان راستا حرکت می‌کنند.
فرمودید ملت بیدار است! دوست دیگری می‌گوید حرف‌های من نشانه ترس است! من به ایشان حق می‌دهم. بله من از این نوع بیداری و بیدار شدن‌ها می‌ترسم.
سلام
ببخشید من کامنتای این پست و جوابهای شمارو خوندم.بنظرم منطقیه که همه با نظرات شما موافق نباشند ولی لحن بعضی دوستان و پیشداوری و نیتخوانی برای شما کاملن صحبتهای شمارو مبنی بر احساساتی بودن ما ایرانی ها تایید میکنه.این که یک طرفه به قاضی میریم و بسادگی قضاوت میکنیم و حکم صادر میکنیم.من خواننده قدیمی وبلاگ شما هستم و فکر میکنم تا حدی از شخصیت شما شناخت دارم.
من نظری درمورد کیفیت و قیمت پراید ندارم.وحتی ارتباط شغل شما با این بحث . ولی در باب مقایسه اسحله درامریکا و خودرو در ایران حق رو به شما میدم.مردم ما نیاز به خودرو زره پوش مثل تانک دارن با امنیت بالاوبا قیمت مناسب تا بتونن باخیال راحت به دیگر هموطناشون آسیب بزنن.مث دنیای مجازی ناخاسته یا خواسته به حقوق هم تجاوز کنند.در واقع این ابزارفقط کار رو آسانتر کرده .من خودم از تلگرام برای ارتباط با خواهر راه دورم استفاده میکنم در باقی موارد بیشتر مزاحمته تا رفع تنهایی.ببخشید اگه طولانی شد و بی ارتباط با بحث وغیر تخصصی.
پاسخ:
سلام
زیاد خودتان را ناراحت نکنید. اتفاقن برخی از این صحبت‌ها باید زده شود و موافق و مخالف نظراتشان را بیان کنند. شاید اگر سالها قبل این اطلاعات و این حرف‌ها زده می‌شد الان به راحتی نمی‌شد کسانی را به هوای کفتر و ماهی به هرجایی گسیل نمود.
ایشون شغلش اینه و چاره ای نداره بجز دفاع. هر چی باشه اولین قانون این دنیا، قانون تنازع بقاست. حالا شما هی بگین احساساتی هستیم، نیت خوانی میکنیم، عاطفی هستیم، پیش داوری میکنیم، شغمون پغه، منگولیم، سادیسم داریم، بیماریم، مازوخیستیم و...
پاسخ:
سلام مجدد
چاره‌ای ندارم جز دفاع!؟ چه اعتماد به نفسی دارید دوست من!! چون بلافاصله در کامنت بعدی از نوشته‌های قدیم خودم کد آورده‌اید که به برخی امور انتقاد داشته‌ام. در همین مطلب هم اگر دقت می‌کردید در این زمینه اشاره‌ای داشتم.
این پاسخی است که دوست عزیزمان در قسمت تاریخ وبلاگش با عنوان "مقاومت شکننده 2 " در پاسخ به کامنت خانم سحر مرقوم فرموده اند! قضاوت با خوانندگان.
"چند تن از دوستان در یه مرکز طراحی کار می کنند گاهی بهشون میگم آخه چرا این اشکالی که در مدل قبلی بود توی مدل جدید تکرار کردید؟! جواب ها جالب است...یه بخششون میگن کدوم مشکل!؟ یعنی اصلن متوجه اشکال مدل قبلی نشدند چون اصلن با بخش تولید و کیفیت و مشتری در ارتباط نیستند. یه بخششون هم میگن این مشکل ناشی از طرح ما نیست مشکل از اجرای بخش های دیگر است...این کارخانه که میگم تا ابد مشکلاتش را تکرار می کند مگر این که از تجارب قبلیشون بهره ببرند".
پاسخ:
ممنون از دقت نظر شما.
اتفاقن این موردی که آورده‌اید نشان می‌دهد که من از انتقاد دریغ نکرده‌ام. نه چشم بسته دفاع می‌کنم و نه چشم‌بسته حمله می‌کنم.
قضاوت با خوانندگان.
سلام
من هم تا جایی که این کمپین در راستای بالا بردن کیفیت خودرو باشد، موافقم؛ اما به هر حال این کمپین باید نتیجه ی حالا نه مثبت، دست کم قابل تاملی به همراه داشته باشد، نه اینکه در جهت منفی هم باشد

بدبختانه بعید می دانم کیفیت و قیمت خودروی مورد نظر با این حرکت ها تغییر کند، اما حذف کامل یک صنعت که گویا درصد قابل توجهی هم در تولید ملی دارد، با استدلال هایی نظیر حالا که گران است و کیفیتش پایین همان بهتر که نباشد، هم غیرمنطقی به نظر می رسد.

در شهرستانی که من زندگی می کنم خیلی ها برای داشتن یک پراید دست دوم برای گذران زندگی دست و پا می زنند، چون کشاورزی که ممر درآمد ساکنان بود، عملا نابود شده است.
برای همین است که می گویم حذف کامل یک چرخه، حتی اگر معیوب هم باشد، لزوما درست نیست. کشاورزی تعطیل، صنعت تعطیل، بقیه ی چیزها هم به تدریج تعطیل ... با این رویکرد چگونه دوام خواهیم آورد؟
پاسخ:
سلام
مشکلات خودروسازان ارتباط چندانی با کمپین ندارد. در ذیل کامنت آقا یا خانم زارعی مواردی را ذکر کرده‌ام. بحث نقدینگی بربادرفته آنها بر اثر سوءمدیریت در 10 سال گذشته است. بحران خودروسازان حداقل 4 سال قبل شروع شد. کمپین چندماه است که کلید خورده است. دقیقن از زمانی که دورنمایی برای بهبود اوضاع بعد از توافق شکل گرفت. نوع رفتار و مواردی که این روزها در سایت‌ها و فضای مجازی و سیما و... در این‌خصوص طرح می‌شود نشان می‌دهد که هدف چیز دیگری است.
باشد. قبول. من سرسری خواندم آن بخش تست را. اما کلام آخر بگویید چراتما م خودرو ها در سرعت 64 تست می شوند و در سرعت 120نه؟ این به معنی آن است که باید همیشه با حداقل سرعت راند؟ حتا در جاده ها که کمتر از 80 را پلیس ایراد می گیرد؟ بعد آن وقت لاین سرعت به چه درد می خورد...
راستی 400 کیلو برای وانت کم نیست؟
پاسخ:
سلام
ظاهرن بخش تست کمی نارسا بود چون غیر از شما دوست دیگری نیز برداشت نادرست داشتند. به چند نکته دقت کنید: اول اینکه وقتی در مورد ایمنی یا هر پارامتر دیگری برای هر محصولی صحبت می‌کنیم برای اینکه دچار وضعیتی مشابه اوضاع فعلی نشویم باید به استانداردها مراجعه کرد. حرف من این بود که به جای بیان احساسات و برداشت شخصی در مورد اینکه فلان محصول ایمنی ندارد و آن یکی دارد باید به این تست‌ها استناد کرد. پراید اولیه قابلیت پاس کردن تست‌های مذکور را نداشت. تغییرات متعددی برای تقویت بدنه آن انجام شد و اینی که می‌بینید تحت عنوان سری X100 تولید شد و تست را پاس کرد.
من تصور می‌کردم شاید در فیلم‌های مستند تلویزیونی چنین تست‌هایی را دیده باشید. خواستم یک اطلاعات اضافی بدهم که بدانید این تست‌ها در چه سرعتی انجام می‌شود. تا بدانید جمع شدن درب موتور و گلگیر لزومن به معنای پایین بودن سطح کیفی نیست. اتفاقن در یکی از این فیلمهای مستند مقایسه کرده بود شورولت دهه 60 را با مدل‌های جدید... دهه شصتی هنگام برخورد با دیوار دچار آسیب بدنه‌ای چندانی نشد ولی ضربه‌ای که آدمک های سرنشین منتقل شد موجب شد که کمربندها از ستون وسط جدا و آدمک ها با خورد کردن شیشه جلو به بیرون پرتاب شوند. خودروی جدید اما با جمع شدن درب موتور و گلگیرها باصطلاح ضربه را دمپ می‌کنند و موجب می‌شوند به سرنشین آسیب کمتری وارد شود.
در مورد سرعت تست باید این سوال را از تدوین‌کنندگان استاندارد اروپا پرسید.
احساس می‌کنم به دلیل اینکه مدام با صحنه‌های تصادف مواجه می‌شویم اصل را بر وقوع تصادف گذاشته ایم و انتظار داریم که در هر نوع تصادفی خودرو ما را نجات دهد. امیدوارم که اینگونه بشود.
در مورد وانت... عرض کردم خودروی وانت سبک شهری... این خودرو برای نیازهای متناسبش طراحی شده است و ابداع و نوآوری ما هم نیست. شما در آشپزخانه کاردی دارید که با آن گوشت را خرد می‌کنید و کاردی دارید که با آن میوه پوست می‌کنید... از کارد میوه‌پوست کنی انتظار ندارید که گوشت را هم ببرد... اگر چنان تیزی‌ای داشته باشد که اصلن خوب نیست. با توجه به نیازهای مختلف خودروهای باربری متعددی در کلاس‌های مختلف و با توان باربری متفاوت طراحی و ساخته می‌شود.
پراید، تلگرام و بالای چهل کامنت؟!

به نظرم مدت هاست مقوله ی ادبیات در این وبلاگ این همه کامنت نگرفته است!

ای کاش ادبیات یک بیستم تلگرام طرفدار داشت.

آن وقت دست کم بهتر یاد می گرفتیم چطور منطقی و نه از روی لجبازی و بی ادبی با هم صحبت کنیم.
پاسخ:
سلام
ادبیات نه نان دارد و نه موج... تازه اگر بخواهید در مورد کتابی یا نویسنده‌ای اظهار نظر کنید حداقل‌هایی لازم است. البته در مورد همه امور این حداقل‌ها لازم است.
تا بوده چنین بوده...!
پاسخ:
سلام
از جهاتی بله...!
چرا فکر می کنید آن ها را ندیده ام؟ در آن مستند ها سرعت را تغییر می دهند. سرنشین ها ی دیگر اضافه می کنند می دانم. اما بیایید تخصصی صحبت کنید. از استاندارد ها بگویید. ما که دست رسی نداریم به تدوین کنندگان استاندارد اروپا. یعنی شما هم دست رسی ندارید؟ مرکز اسناد ندارید؟ آن زمان ها یک کتابخانه ای بود و مدارک و مقاله ها و پایان نامه ها و ... توی آزمایشگاه ها هم بود. حالا نیست؟ یک اعداد و ارقامی باید داشته باشد نه؟ سوال من این است. چرا تست در سرعت 64؟ و سوال دومم آیا این سری x 100 خودرو به جهنم. ما را در سرعت 80 نجات می دهد؟ سری فلان در سرعت 64 تست را پاس کرده ضربه رو رمپ کرده خودرو جمع شده از بین رفته و فقط سرنشین را نجات داده؟ 64 به نظرم خیلی خنده دار است. آخه واقعا سرعتی نیست...
در مورد وانت هم بنظرم آن هایی که هم به کارد میوه خوری نیاز دارند هم گوشت خرد کنی باید هم وانت نیسان آبی بخرند هم وانت پراید؟؟ خب چه کاریه آخه. وانتی که چهارتا گونی برنج و دو کارتن روغن و یک کارتن رب گوجه بخواد حمل کنه. ماشین شخصی هم تحمل این بارو داره. ماشینی که نمی تونه یک کتابخونه جابجا کنه، یا یک یخچال یا وسایل مورد نیاز یک رستوران یا چه می دونم وسایل تره باری یه میوه فروش...
یادمه اون سال ها که یه سک سکی کردیم، افتخار طراح های صنعتی پارس خودرو این بود که خودرو خارجی وارد کنند انبار کنند قسمت مهندسی بعد اونو برش بدند، یکم چراغشو شکلشو عوض کنند و به اسم خودرو وطنی کلید تولید بزنند...
خلاصه خداقوت برادر. چرخ صنعت می گردانی. شما مقصر نیستی. دوستمان خوب گفت. تا بوده چنین بوده...
پاسخ:
سلام
1- برای اطلاعات بیشتر در مورد تست به این آدرس مراجعه نمایید: http://www.euroncap.com/en
2- این سرعت کم نیست. با همین سرعت چنانچه با مانع سخت برخورد کنید وزن بدن سرنشین 75 کیلویی بیش از 1.5 تن نمود پیدا می‌کند. این روزها در تلویزیون درخصوص بستن کمربند عقب یک آگهی تبلیغاتی پخش می‌شود (که البته مردم عمدتن نگاهشان به این کمربند تزئیناتی است) و عدد و رقم‌های جالبی در سرعت‌های مختلف عنوان می‌شود.
3- من بیش از 200 هزار کیلومتر با این پراید خودم رانندگی کرده‌ام و هنوز به جهنم واصل نشده‌ام!
4- شما مگر برای جابجایی‌ها و اسبا‌ب‌کشی‌ها وانت می‌خرید!؟ کرایه ماشین متناسب راه بهتری نیست؟ ببینید دوست قدیمی، شما مصرف‌کننده این خودرو نیستید و انتقاد می‌کنید. بد نیست بدانید تولید یک‌سال این خودرو ظرف یک‌ونیم ساعت به فروش رفت. حتمن نیاز و مورد مصرفش را داشته‌اند که خریده‌اند. این‌که من و شما مورد استفاده‌اش را نداریم دیگرانی که دارند حق استفاده از آن را ندارند؟! بیایید به لوازم نظرمان کمی فکر کنیم.
راستی یک حرفی یادم رفت. درمورد استاندارد می خواستم بگویم. شما می گویید ایزو فلان. یادش بخیر بازهم مسئول استاندارد بودن همکارم و مسئول سازمان غذا و دارو بودن خودم در کارخانه ای زمانی. استاندارد چیز دیگری بود. آن اعداد و ارقام منظورم است. تولید ما چیز دیگر. ماورای آن اعداد. داخل انبار اما یک دو کارتن استاندارد محصولمان. بعد آن وقت نماینده استاندارد می امد. نگهبانی اطلاع می داد. سیم ثانیه آن کارتن به سوله تولید می رسید. روی بسته های تولیدی جا می گرفت. آن بسته به نماینده خیلی شیک تحویل داده می شد. نگویید آن جا آن طور بود. اینجا ایران است. تا بوده چنین بوده برادر...
پاسخ:
بله... می‌دانم که اینجا ایران است و آب در ظروف مرتبط مختلف در یک ارتفاع ایستاده است اما طرفه آن است که به قول یکی از اساتید هر روز که از خواب بیدار می‌شویم انگشت اتهام‌مان رو به دیگران دراز می‌شود... ورزش ملی ماست!
البته لازم به ذکر دوباره است که تست مذکور اساسن در ایران انجام نمی‌شود و خودرو جهت تست به یکی دو کشور اروپایی ارسال می‌شود.
سلام
دوست عزیز، تعجب میکنم از شما با این تفسیر و تحلیل های عجیب و غریبت.
من میگویم مقایسه مجاز بودن حمل سلاح و کاربرد آن در کشوری مانند آمریکا و ربط دادن آن به شیوه رانندگی ما قیاسی نابجاست.
شما میگویید در آمریکا اگر کسی با شلیک گلوله کشته شود، مردم، کارخانه اسلحه سازی را مقصر نمیدانند! اما اگر ما با پراید تصادف کردیم و کشته شدیم همه کارخانه خودرو سازی را مقصر میدانند.
عزیز من این دو چه ارتباطی به هم دارند!؟ ما اگر کارخانه را مقصر میدانیم به این دلیل است که خودرویی دارد تولید میکند که ضریب ایمنی آن بسیار پایین است، شما میگویید با دقت و رعایت قوانین راهنمایی، رانندگی کنم! آیا شما میتوانید تضمین کنید که اگر با سرعت استاندارد رانندگی کنم هیچ اتفاقی برای من و خانواده ام در صورت مقصر بودن طرف مقابل نیفتد؟
مثالی در رابطه با اسلحه بزنم که منظورم روشت تر شود: اگر یک کارخانه اسلحه سازی اسلحه ای تولید کند که ضریب خطایش بسیار بالا باشد، به طوری که اگر کسی با آن شلیک کند معلوم نباشد تیرش به چه کسی اثابت خواهد کرد و بعدآ هم مشخص شود که فردی که کشته شده به خاطر همین ضریب خطای بالا بوده و اصلآ قاتل هدفش او نبوده است و گروه تشخیص بعد از تحقیق کارخانه را مقصر بدانند به نظر شما باز هم مردم آمریکا آن شخص را مقصر میدانند یا کارخانه را؟
ضمن اینکه باز هم میگویم تعداد کشته شدگان با اسلحه (در آمریکا) در مقایسه با کشتگان ما در تصادف با خوردوی غیر ایمن، قابل مقایسه نیست.
و باز هم میگویم اگر به هر دلیل تعداد کشته شدگان با سلاح در آمریکا به تعداد کشتگان ما در تصادفات رانندگی برسد شک نکنید دولت آمریکا ظرف 24 ساعت قانون منع استفاده شخصی از سلاح را تصویب خواهد کرد.
اصلآ اگر مشخص شود در یک کشوری تعداد بیشعورها بسیار بیشتر از باشعورهاست چرا باید یک کارخانه، اسلحه ای با ایمنی پراید به دست آنها بدهد؟
پاسخ:
سلام
من همین حس را نسبت به استدلال‌های شما دارم دوست گرامی.
1- آن‌قدر تکرار کرده‌اند و تکرار کرده‌اید که خودروی داخلی ناایمن است که باورتان شده است...انگار دارید درباره موتور و دوچرخه صحبت می‌کنید. باور کرده‌اید که تمام تلفات تصادفات جاده‌ای به دلیل کیفیت خودروی داخلی است و در این‌خصوص آمار و مستندات هم برایتان اهمیتی ندارد. چنین باورهایی با استدلال دیگران خدشه‌دار نمی‌شود.
2- استدلالتان در مورد اسلحه جالب بود... قضاوتش با خوانندگان که ارتباط کدام قیاس، دقیق‌تر است اما مستقیم می‌روم سراغ اوج این استدلال که برای بار دوم تکرار شده: می‌فرمایید که چنانچه میزان کشتار با اسلحه گرم در آمریکا به اندازه تلفات جاده‌ای ما باشد دولت آمریکا 24 ساعته چنین می‌کند و چنان... آن‌قدر اعتماد به نفس در زمینه اظهار نظر در فضای مجازی بالا رفته است که هر حکمی را بدون کمترین بررسی و جستجو صادر می‌کنند!... دوست عزیز، مدت‌هاست که آمار تلفات اسلحه گرم در آمریکا از تلفات جاده‌ای ما بیشتر است!! 24 ساعت را از چه زمانی محاسبه کنیم!؟؟
حالا این که در آمریکا می‌توان قانونی را ظرف 24 ساعت عوض کرد بماند... آن را می‌گذارم به حساب آداب سفسطه در فضای مجازی.
سلام دوباره به میله
+ خواستم تشکر کنم از بابت نکته ی خوبی که به کامنتم اضافه کردی: "فوروارد می کنم پس هستم". تایید شدن، یکی از چیزهاییه که انسان ناخودآگاه لذت می بره ازش، اما همین هم حد و شیوه ای(به قولِ قدما ادب و آدابی) داره یا باید داشته باشه.
+ خوبه که آدم دنبال لایک خوردن "به هر قیمتی" نباشه.
....................................
+ بعد اینکه، خانم فراوک بحث های زیادی مطرح کردن، اما من فقط خواستم درباره ی قسمت کوچکی از حرف هاشون درباره ی تلگرام یک حرف کوتاه بزنم:
اینکه گفتن تا عمل کردن خیلی فاصله داره(در مورد افتادن توی موج های تلگرامی و اینچنینی) درسته، اما به نظرِ من خیلی راحت میشه قضیه رو مدیریت کرد.
+ من شخصا از میون این همه برنامه، فقط یکی رو دارم، اون رو هم فقط روی لب تاپم. اون هم به خاطر ارتباط با عزیزانی بود که از هم فاصله ی دوری داریم.
+اما همیشه مواظب بودم که توش غرق نشم. چندیدن بار شده که توی یه گروه اَد شدم، اما چون موافق نبودم، خیلی مودبانه به کسی که اضافه م کرده گفتم که گروهت مزخرفه؛ ما رو معذور بدار و اومدم بیرون
+ یا مثلا به همه ی رفقا گفتم و این رو می دونن که من ممکنه توی یه روز، از صد تا پیامی که دارم، یه دونه رو هم جواب ندم. حتی اگه شده با این شکلک ها. شاید اولش کسانی بودن که ناراحت شدن، اما با گذشت زمان، انگار این اخلاقِ به زعم خودشون بد من رو تحمل کردن. مگه ما مسئول خوش‎آمدِ مردم نیستیم.
می خوام این رو بگم که اگه مقداری مقاوت کنیم، و این رویه مثلا فراگیر بشه، احتمالا کمی تا قسمتی(لااقل تو محدوده ی ارتباطات اینترنتی خودمون هم که شده)، وضع بهتر میشه. کاری به کل جامعه ندارم. چون گمون نمی کنم با این حرکت بشه وضع موجود رو اصلاح کرد. از این هم بگذریم که من شخصا چندان معتقد به انجام حرکت های اصلاحی و اجتماعی نبودم و نیستم؛ بالکل.
پاسخ:
سلام
شیوه مقاومت شما در تلگرام رشک‌برانگیز است مجیدخان
امیدوارم بتوانم به زودی به جمع مریدان شما بپیوندم و این راه را طی نمایم.
البته چندتایی از گروه‌ها را به این صورت اقدام کردم منتها راه بسیار دراز است برای امثال من
(بی ربط به پست)
میله جانم خیلی ممنونم که پاسخ دادی
اجاق سرد انجلا را حتما خواهم خواند.
پاسخ:
خواهش می‌کنم
امیدوارم که لذت ببرید. موضوعش گاهی تلخ می‌شود اما زبانش شیرین است
آمار کشته شدگان در آمریکا با سلاح گرم بیشتر از کشته شدگان ما در تصادف است. حتمآ تو گوگل سرچ کردی ها؟
پاسخ:
سلام

از اف بی آی تماس گرفتند آمار دادند. خیلی اصرار داشتند یه مقدار زمان بخرند برای خودشون... میخواستند منو واسطه کنند از شما 48 ساعت وقت اضافه بگیرند. منم اینجور مواقع دل رحم میشم خلاصه گفتم یه هفته براتون وقت می گیرم از آقای نادری... نمی دونی چه می کردند از خوشحالی
( تعداد کل: 55 )
   1       2    >>

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل